تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
پيغمبر ( ص ) نيست و اگر بعضى را جواب داد و از جواب بعضى خوددارى نمود پيغمبر ( ص ) است . قريش آن سؤال‌ها را پرسيدند سورهء كهف در جواب دو سؤال از سه سؤال آمد و دربارهء روح « 1 » نيز آيهء مورد بحث نازل گرديد .
وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً . . .
( آيهء 90 - 93 ) . عكرمه از ابن عباس روايت مىكند كه عتبه و شيبه و ابو سفيان و نضر بن حارث و ابو البخترى و وليد بن مغيرة و ابو جهل و عبد اللّه بن اميه و امية بن خلف و ديگر سران قريش در پشت كعبه اجتماع كردند و گفتند بفرستيم محمد بيايد و با او اتمام حجت كنيم . كس فرستادند كه اشراف قوم تو گرد آمده‌اند و مىخواهند با تو صحبت كنند . حضرت به گمان اينكه وضع جديدى پيش آمده فورا نزد ايشان رفت چه علاقهء شديدى به هدايت‌شان داشت و از درگيرى و شدت عمل ناراحت بود . وقتى پيغمبر ( ص ) نشست گفتند يا محمد ما مردى از عرب نمىشناسيم كه به اندازهء تو بر قوم خود آسيب وارد كرده باشد . پدران ما را دشنام دادى ، آيين رسمى را به نكوهش گرفتى ، خردمندان را سفيه ناميدى ، خدايان را فحش دادى و جمع را پراكندى و رفتار زشتى نماند كه با ما نكردى ! اگر از حرف‌هايى كه آورده‌اى مقصود طلب مال است ، ما هر يك بخشى از اموال خويش به تو مىدهيم تا ثروتمندترين ما شوى ، و اگر مقام مىجويى ترا به سرورى بر مىگزينيم ، و اگر حكومت و مملكت مىخواهى ترا به شاهى برداريم ، و اگر آن جن كه مىگويى به ديدارت مىآيد بر تو چيره شده است پول‌ها خرج كنيم و ساحران بياوريم تا علاجت كنيم ؛ و به هر حال در مورد تو معذور باشيم . پيغمبر ( ص ) فرمود : من جنزده نيستم ، و مال و مقام و سلطنت بر شما را نمىخواهم . آنچه هست خدا مرا به رسالت برانگيخته و كتاب فرستاده و فرمان داده كه مژده رسان و اخطارگر شما باشم . رسالت پروردگارم را رساندم و از خيرخواهى شما پند گفتم اگر قبول كنيد بهرهء دنيا و آخرت يابيد و اگر انكار كنيد باز هم صبر پيش مىگيرم و منتظر امر خدا و داوريش بين من و شما مىمانم . گفتند يا محمد حال كه پيشنهاد ما را نپذيرفتى پس ، از پروردگارت كه آن مأموريت را به تو داده بخواه اين كوه‌ها كه ما را
هامش
( 1 ) مترجم گويد مقصود از كلمهء « روح » در آيهء مورد بحث همچنانكه در روايتى از امام صادق ( ع ) آمده مراد فرشتهء وحى است زيرا مشركان در اصل وحى و يهود در فرشتهء رسانندهء وحى به محمد ( ص ) شك داشته‌اند همچنانكه در آيهء بعد ( 85 - 86 ) نيز سخن از وحى است و در سورهء قدر نيز « ملائكه و روح و امر » با هم ذكر شده است ، و البته مناسب مىنمايد كه از شخص مدعى گرفتن وحى ، دربارهء وحى ، و موضوع مورد وحى ، و ابلاغ كنندهء وحى ( كه هر سه از جمله معانى روح است ) سؤال شود نه « روح » در مقابل « ماده » .
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 156 | الواحدي النيسابوري / ذكاوتى قراگزلو