اين سرزمين بيرونت كنند ، و در آن صورت پس از تو مدّت و عدّهء كمى مىماندند » .
به گفتهء عثمان ، يهود نزد پيغمبر ( ص ) آمده گفتند اگر راست مىگويى كه پيغمبرى به شام برو كه سرزمين حشر و نشر و خطهء پيامبران است . حضرت سخن ايشان را تصديق كرد و از حركت براى جنگ تبوك نيز مقصدش رسيدن به شام بود . و در تبوك آيهء مذكور نازل گرديد .
مجاهد و قتاده و حسن ( بصرى ) گويند مكيان تصميم به اخراج پيغمبر ( ص ) گرفتند و خدا پيغمبر ( ص ) را امر به خروج نموده از قصد مكيان با آيه فوق با خبرش كرد .
وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ . . .
( آيهء 80 ) . حسن گويد كفار قريش وقتى تصميم به دستگيرى و اخراج پيغمبر ( ص ) از مكه گرفتند ارادهء خداى تعالى بر بقاى اهل مكه تعلق گرفت و پيغمبر ( ص ) را به خروج از مكه و مهاجرت به مدينه امر نمود و آيهء مورد بحث را فرستاد كه « بگو پروردگارا مرا به شايستگى داخل ( مدينه ) كن و به شايستگى ( از مكه ) بيرون بر . . . »
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ . . .
( آيهء 84 ) . محمد بن عبد الرحمن نحوى با اسناد از عبد اللّه بن مسعود روايت مىكند كه همراه پيغمبر ( ص ) در يكى از كشتزارهاى مدينه بودم و حضرت بر نخلى تكيه داده بود ، جمعى از يهود بر ما گذشتند و با خود گفتند راجع به روح از او بپرسيم يكى گفت سؤال نكنيد كه جوابى مىشنويد كه شما را خوش نيايد . پس يكىشان پيش آمد و گفت يا ابا القاسم دربارهء روح چگويى ؟ حضرت جوابى نداد و سپس حالت اضطرابى به دو دست داد و من با دست پيشانيش را گرفتم كه مىدانستم وحى نازل مىشود و آيه مورد بحث در جواب نازل گرديد . بخارى و مسلم نيز اين روايت را آوردهاند .
عكرمه از ابن عباس روايت مىكند : قريش از يهود درخواست كردند سؤالى يادشان دهند كه از پيغمبر ( ص ) بپرسند يهود گفتند راجع به روح از او بپرسيد و آيه در جواب فرود آمد .
مفسران گويند يهود و قريش با هم گرد آمدند و قريش راجع به شأن و حال پيغمبر ( ص ) از يهود پرسش مىكردند . يهود گفتند از او راجع به روح سؤال كنيد و دربارهء گروه جوانانى كه در گذشته گم شدند ( اصحاب كهف ) و دربارهء مردى كه به شرق و غرب زمين رسيد ( ذو القرنين ) بپرسيد . اگر هر سه را جواب داد يا هيچ يك را پاسخ نداد