تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا . . .
( آيهء 38 ) . اين آيه دربارهء تحريص بر عزيمت به جنگ تبوك نازل شد . بدين شرح كه پيغمبر ( ص ) وقتى از طائف و جنگ حنين برگشت دستور جنگ با روم را صادر كرد ، در حالى كه زمان براى جنگ نامناسب ، و فصل خشك و هوا گرم بود ، خرما به بار نشسته و ميوه‌ها رسيده . آن دستور بر مردم گران آمد كه در سايه نشستن و در خانمان به سر بردن را بر بيرون رفتن به عزم جنگ ترجيح مىدادند ، و خدا بر بى ميلى و تنبلى و سنگينى مردم آگاه شد و آيهء مزبور را فرو فرستاد ( و در آيهء بعد بر متخلفان وعدهء عذاب داد ) .
انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا . . .
( آيهء 41 ) . اين آيه دربارهء كسانى كه به كثرت مشغله و كارهاى متفرقه متعذّر شده از حركت به سوى جنگ خوددارى مىنمودند نازل شد كه خدا عذرشان را نمىپذيرد و به هر حال بايد حركت كنند . محمد بن ابراهيم بن محمد بن يحيى با اسناد از انس [ بن مالك ] روايت مىكند كه وقتى ابو طلحه آيه مورد بحث را قرائت كرد ، گفت : خدا عذر احدى را نمىشنود ؛ و براى جهاد عازم شام شد و همانجا درگذشت . سدّى گويد : مقداد بن اسود نزد پيغمبر ( ص ) آمد و از تنومندى و چاقى شكوه كرد و اجازهء ماندن خواست . آيه در جواب او نازل شد كه « سبك يا سنگين حركت كنيد » ، و اين بر مردم بسيار گران آمد تا با آيهء 91 برائه نسخ گرديد كه « بر مريضان و ضعيفان و كسانى كه خرجى نمىيابند حرجى نيست » . و دربارهء منافقان متخلف از غزوهء تبوك آيه 42 برائه نازل گرديد كه « اگر راه نزديك و سود دست يافتنى و سفر كوتاهى بود حتما پيرويت مىكردند » . قضيه اين بود كه پيغمبر ( ص ) لشكر بيرون برد و در ثنية الوداع اردو زد و عبد اللّه بن ابىّ - رييس منافقان - با لشكرى معادل همان در ذى حده پايين‌تر از ثنية الوداع اردو زد ، و چون پيغمبر ( ص ) پيشروى كرد عبد اللّه بن ابىّ با ديگر منافقان و اشخاص شكاك و مشكوك از پيغمبر ( ص ) تخلف كردند . خداى تعالى پيغمبرش را تسلّى داد كه « اگر همراه شما آمده بودند جز بر آشفتگى كارتان نمىافزودند » ( آيهء 47 ) .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي . . .
( آيهء 49 ) . اين آيه دربارهء جدّ بن قيس منافق نازل شد . پيغمبر ( ص ) به دو گفت يا ابا وهب به جنگ روميان نمىآيى كه غنيمت غلام و كنيز بگيرى ؟ او پاسخ داد : يا رسول اللّه ( ص ) ، همه مىدانند كه من شيفتهء زنانم ، و بيم آن دارم كه اگر دختران بور رومى را ببينم تاب نياورم ، مرا به فتنه ميفكن و اجازهء ماندن در مدينه