بن ابى جهل و ديگر سران قريش است كه پيمان شكستند ، و همانان بودند كه به اخراج پيغمبر ( ص ) همت گماشته بودند - نازل شده است .
ما كانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ . . .
( آيهء 17 ) . مفسران گويند : چون عباس در جنگ بدر اسير شد مسلمانان به دو روى نهاده بر كفر و قطع رحم سرزنشش مىكردند و على ( ع ) با وى درشتى كرد . عباس گفت : شما چرا عيب ما را مىگوييد و هنرمان را فراموش مىنماييد ؟ على پرسيد محاسن شما چه بوده است ؟ گفت : خانهء خدا را آباد داشتيم و پرده دار كعبه بوديم و سقايت حجّاج مىكرديم و اسيران را آزاد مىساختيم . خداى عزّ و جلّ در ردّ دعاوى عباس آيهء بالا را فرو فرستاد .
أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ . . .
( آيهء 19 ) . ابو اسحاق ثعالبى با اسناد از معمر بن بشير روايت مىكند كه پاى منبر پيغمبر ( ص ) بودم كه مردى گفت : اگر از اين پس هيچ كار خيرى انجام ندهم مرا باكى نيست چه تعمير مسجد الحرام كردهام . ديگرى گفت جهاد در راه خدا برتر است .
عمر به آن دو تشر زد كه پاى منبر پيغمبر ( ص ) صدا بلند نكنيد ، و آن روز جمعه بود - من بعد از نماز نزد پيغمبر ( ص ) مىروم و در موضوع اختلاف نظر شما نظر حضرت را مىپرسم ؛ و اين كار را كرد ، و آيهء بالا در جواب نازل گرديد . مسلم نيز اين روايت را آورده است .
والبى از ابن عباس روايت مىكند كه چون عباس روز بدر اسير شد گفت : اگر شما در اسلام آوردن و هجرت و جهاد بر ما پيشى گرفتيد ما نيز تعمير مسجد الحرام كردهايم و حاجيان را آب داده ، اسيران را آزاد نمودهايم . آيه در جواب او آمد .
به گفتهء حسن و شعبى و قرظى آيهء مزبور دربارهء على ( ع ) و عباس و طلحة بن شيبه نازل شد كه مفاخره مىكردند . طلحه گفت : من متولى و كليد دار خانه كعبهام و پوشش آن بر عهدهء من است عباس گفت من صاحب مقام سقايت حج هستم ، على ( ع ) گفت : من نمىدانم شما چه مىگوييد ، من شش ماه پيشتر از همهء مسلمانان نماز گزاردهام ، و مجاهدم .
آيه ( در تأييد سخن على ( ع ) ) نازل گرديد .
به گفتهء ابن سيرين و مرة همدانى ، على ( ع ) به عباس گفت : چرا هجرت نكردى و به پيغمبر ( ص ) نپيوستى ؟ عباس گفت : آيا سقايت حجاج و آباد داشتن مسجد بالاتر از هجرت نيست ؟ و اين آيه نازل شد .