تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
فديه گرفت . صبح نزد پيغمبر ( ص ) رفتم با ابو بكر نشسته بودند و مىگريستند . گفتم يا رسول اللّه ( ص ) به من خبر ده سبب گريستن شما چيست كه اگر مرا نيز گريه بگيرد بگريم ، يا دستكم به حالت گريه در آيم . فرمود : چيزى نمانده بود بر اثر فديه گيرى ، بر شما مسلمانان بلايى نازل شود بر آن عذاب مىگيريم كه همچون درختى به درختى به شما بسيار نزديك بود . و آيهء 67 و 68 نازل شد . اين روايت در صحيح مسلم نيز آمده است .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى . . .
( آيهء 70 ) . كلبى گويد : اين آيه دربارهء عباس و عقيل و نوفل بن حرث نازل شد . عباس در جنگ بدر موقعى كه اسير گرديد بيست اوقيه طلا ( - يكصد و پنجاه مثقال ) همراه داشت كه براى خرج اطعام مشركان آورده بود ، زيرا يكى از ده تنى بود كه متعهد خرج لشكر شده بودند اما نوبتش نرسيده اسير شد و طلايش را ضبط كردند و به دست پيغمبر ( ص ) رسيد . عباس گويد از رسول اللّه ( ص ) تقاضا كردم آن بيست اوقيه را جان بهاى من محسوب دارد . فرمود : مالى كه براى جنگيدن با ما آورده‌اى به عنوان فديه پذيرفته نمىشود ؛ و جان بهاى برادر زاده‌ام عقيل را نيز به مبلغ بيست اوقيه نقره بر عهدهء من گذاشت . عباس گويد : عرض كردم : به خدا مرا به حالتى انداختى كه تا آخر عمر از مردم گدايى كنم . فرمود : پس آن زر چيست كه هنگام آمدن به ام الفضل سپردى و گفتى اگر حادثه‌اى پيش آمد از آن تو و عبد اللّه و فضل و قثم باشد ؟ عباس گويد پرسيدم : از كجا مطلع شدى ؟ فرمود : خدا به من خبر داد . گفتم : گواهى مىدهم كه تو راستگويى ، زيرا هيچ كس جز خدا آگاه نبود كه من زر به ام الفضل دادم . و شهادتين بر زبان راندم . عباس سپس افزود خدا در عوض آن زر [ بعدها ] اموال بسيار به من عطا فرمود و به جاى بيست اوقيه بيست غلام را مالك شدم كه هر كدام با مبلغ هنگفتى براى من تجارت مىكنند ؛ به علاوه اميد مغفرت از پروردگار نيز دارم .

سورهء برائة

وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ . . .
( آيهء 12 - 13 ) . ابن عباس گويد اين آيه دربارهء ابو سفيان و حرث بن هشام و سهيل بن عمرو و عكرمة