يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ . . .
( آيهء 23 ) . كلبى گويد : چون پيغمبر ( ص ) فرمان هجرت به مدينه را صادر كرد ، بعضى مسلمانان به پدر يا مادر يا همسرشان مىگفتند ما مأمور به هجرت هستيم ؛ برخى با شوق و شتاب هجرت مىكردند و عدهاى پا بست خانواده و زن و فرزند مىشدند كه خانواده سوگندشان مىداد مبادا به روى و ما را بىچيز واگذارى . به رقّت آمده همراه خانواده مىماندند و هجرت نمىكردند . آيه در سرزنش اينان نازل شد ، و فقرهء
« حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ » *
در آيهء بعد ، يعنى دستور جنگ يا فتح مكه .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ . . .
( آيهء 34 ) .
اين آيه دربارهء عالمان و قاريان اهل كتاب كه رشوه مىگرفتند و از قبل عوام ارتزاق مىكردند نازل شده است .
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ . . .
( آيهء 34 ) . ابن اسحاق مقرى با اسناد از زيد بن وهب روايت مىكند كه از ربذه مىگذشتم ابو ذر را در آنجا ديدم گفتم به چه سبب در اينجا منزل كردهاى ؟ گفت در شام بودم و با معاويه بر سر اين آيه اختلاف پيدا كرديم . معاويه گفت اين آيه دربارهء اهل كتاب است ، من گفتم دربارهء ما و آنها است ؛ و بگو مگو كرديم . او به عثمان نامه نوشت و از من شكايت كرد ، عثمان به من نوشت كه به مدينه باز گردم . به مدينه آمدم و مردم بر من گرد آمدند چنان كه گويى پيشتر مرا نديده بودند . قضيه به عثمان گزارش شد . به من گفت : آيا ميل دارى در ناحيتى نزديك ساكن شوى ؟ - و به اينجا تبعيد شدم ؛ و اگر غلامى حبشى را بر من بگمارند اطاعت مىكنم .
بخارى هم به طريق ديگر اين روايت را آورده است .
مفسران نيز دربارهء اين آيه اختلاف دارند . برخى گويند در خصوص اهل كتاب است . سدّى گويد دربارهء اهل قبله است . ضحاك گويد عموميت دارد و شامل اهل كتاب و مسلمين هر دو مىشود . عطاء از ابن عباس روايت مىكند مراد اين آيه مسلمانان گنج اندوز است .
ابو الحسين احمد بن ابراهيم نجار با اسناد از ثوبان روايت مىكند كه پس از نزول آيهء مورد بحث ، پيغمبر ( ص ) فرمود : « تبّا للذهب و الفضة » يعنى « نابود و پرزيان باد طلا و نقره » . اصحاب پرسيدند يا رسول اللّه ( ص ) پس چه بيندوزيم و از چه نوع دارايى گنج فراهم كنيم ؟ فرمود : دلى سپاسگزار ، زبانى خداگوى ، زنى شايسته .