رسول اللّه ( ص ) او را فرستاد . ابو لبابه نزد بنى قريظه رفت پرسيدند نظرت چيست ، آيا داورى سعد بن معاذ را بپذيريم ؟ ابو لبابه با دست به گلو اشاره كرد - يعنى مىخواهند شما را بكشند ، قبول نكنيد . ابو لبابه گويد : در جا فهميدم كه به خدا و رسول اللّه ( ص ) خيانت كردهام . و آيه با اشاره به خيانت وى فرود آمد . پس از نزول آيه ابو لبابه خود را به يكى از ستونهاى مسجد بست و گفت : به خدا نخورم و نياشامم تا بميرم يا خدا توبهام را بپذيرد .
و هفت روز بى خوراك گذرانيد تا بيهوش افتاد و خدا توبهاش را پذيرفت . به او گفتند توبهات پذيرفته شده ، گفت : به خدا بند از خويش نگشايم تا پيغمبر ( ص ) خود بند از من بگشايد . پيغمبر ( ص ) آمد و به دست خويش او را از ستون باز گشود . ابو لبابه گفت : توبهء من وقتى كامل شود كه از ديار خويش - كه در آن مرتكب گناه شدهام - هجرت كنم و از اموال خويش خلع يد كنم . پيغمبر ( ص ) فرمود : ثلث مالت را تصدق كنى كافى است .
وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ . . .
( آيهء 32 ) . مفسران گويند : آيه دربارهء نضر بن حارث است كه گفت : خدايا اگر آنچه محمد مىگويد حق است بر سر ما از آسمان سنگ بباران .
محمد بن احمد بن جعفر با اسناد از انس بن مالك روايت مىكند كه ابو جهل آن سخن بگفت ، و آيه آمد « مادام كه تو ميانشان باشى خدا عذاب نمىفرستد » . بخارى و مسلم نيز اين روايت را آوردهاند .
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ . . .
( آيهء 35 ) . ابو اسماعيل بن ابى عمر و نيشابورى با اسناد از عبد اللّه بن عمر روايت مىكند كه مشركان كعبه را طواف كرده كف مىزدند و سوت مىكشيدند ( و كف زدن و سوت كشيدنشان را تقليد كرد ) و چهره بر خاك مىنهادند . اين آيه ( در تشنيع مشركين ) نازل گرديد .
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ . . .
( آيهء 36 ) . مقاتل و كلبى گويند آيه دربارهء اطعام كنندگان سپاه مشركين در جنگ بدر نازل شده است كه اين دوازده تن بودند : ابو جهل بن هشام ، عتبه ، شيبه ، نبيه بن حجاج ، منبه بن حجاج ، ابو البخترى بن هشام ، نضر بن حارث ، حكيم بن حزام ، ابىّ بن خلف ، زمعة بن اسود ، حرث بن عامر بن نوفل و عباس بن عبد المطلب كه همه از قريش بودند و هر يك در روز ده قربانى مىدادند .
سعيد بن جبير و ابن ابزى گفتهاند آيهء دربارهء ابو سفيان نازل شده است كه در جنگ