كمان خواست ، كمان بلندى آوردند فرمود كمان ديگرى بياوريد . كمانى برآمده آوردند كه قبضهاش دست را پر مىكرد . پيغمبر ( ص ) با آن به سوى قلعه تير انداخت ، تير رفت تا كنانة بن ابى الحقيق را كه در بستر بود بكشت و اين آيه نازل شد كه تو تير نينداختى ، خدا انداخت .
اما اكثر مفسران بر آنند كه پيغمبر ( ص ) در جنگ بدر مشتى از ريگ صحرا برداشته به سوى مشركان پاشيد و فرمود : شاهت الوجوه ، يعنى مسخ و زشت باد اين چهرهها ! و از آن ريگها در چشم همهء مشركان رفت .
به گفتهء حكيم بن حزام در روز بدر صدايى ميان زمين و آسمان پيچيد چون صداى ريگ كه در طشت ريخته شود ، و آن مشت ريگى بود كه پيغمبر ( ص ) به سوى ما پاشيد و شكست خورديم و آيه مربوط به همين داستان است .
إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ . . .
( آيهء 19 ) . حسن بن محمد فارسى با اسناد از عبد اللّه بن ثعلبة بن صغير روايت مىكند كه آنكه طلب فتح كرد ابو جهل بود كه چون دو لشكر به هم رسيدند گفت : خدايا از ما دو گروه ، هر كدام كه قطع رحم كرده و بدعت و منكر آورده مهلتش مده و هلاكش كن ، و بدين گونه « استفتاح » كرد و آيه بدين مناسبت نازل گرديد .
ابو عبد اللّه حاكم نيز در صحيح خويش اين روايت را آورده است .
به گفتهء سدّى و كلبى ، مشركان هنگام خروج از مكه به قصد جنگ با پيغمبر ( ص ) به پردهء كعبه در آويخته دعا كردند كه خدايا از دو گروه و لشكر آنكه برتر و هدايت يافتهتر و بزرگوارتر و عزيزتر است و آيينش بهتر ، ياريش كن ، و آيه بدين مناسبت نازل گرديد .
عكرمه گويد : مشركان گفتند ما حقانيت دين محمد را نمىدانيم « فافتح بيننا و بينه بالحق » طالب باز شدن و گشوده شدن حق از باطل شدند و فتح حق را خواستار گرديدند و خداى تعالى اين آيه نازل فرمود كه
« إِنْ تَسْتَفْتِحُوا »
.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ . . .
( آيهء 27 - 28 ) . آيه دربارهء ابو لبابة بن عبد المنذر انصارى نازل شده است بدين شرح كه پيغمبر ( ص ) يهود بنى قريظه را بيست و يك شب محاصره كرد و ايشان خواستار صلح بر اساس قرار صلح بنى نضير با پيغمبر ( ص ) شدند كه اجازه يابند نزد بنى نضير به اذرعات و اريحا در سرزمين شام بروند و پيغمبر ( ص ) نپذيرفت مگر اينكه داورى سعد بن معاذ را بپذيرند . آنان نيز نپذيرفته ، ابو لبابة را كه خير خواه ايشان بود و خانمان و فرزندانش نزد ايشان بود پيشنهاد كردند .