تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
جزء غنايم بينداز . برگشتم در حالى كه از كشته شدن برادر و گرفته شدن غنيمتم خدا داند در دلم چه مىگذشت . دور نرفته بودم كه سورهء انفال نازل شد و پيغمبر ( ص ) به من فرمود برو و شمشير را بردار . عكرمه از ابن عباس روايت مىكند كه در روز بدر پيغمبر ( ص ) تكليف هر كس را معين فرموده ، از تخلف اكيدا نهى كرد . جوانان پيش رفتند و پيران زير پرچم‌ها باقى ماندند . وقتى موقع تقسيم غنايم شد جوانان همهء غنيمت‌ها را مىخواستند . پيران گفتند ما را مورد تبعيض قرار ندهيد كه زير پرچم‌ها بوديم و اگر شكست مىخورديد و عقب نشينى مىكرديد پشتيبان شما بوديم . آيهء بالا نازل شد و پيغمبر ( ص ) غنايم را بين همه مساوى تقسيم كرد . ابو بكر حارثى با اسناد از عباد بن صامت روايت مىكند كه آن روز چون دشمن هزيمت كرد عده‌اى از مسلمين به تعقيب دشمن پرداختند و عده‌اى هم به محافظت پيغمبر ( ص ) ايستادند و جمعى به تاراج لشكرگاه دشمن رفتند . پس از نابودى دشمن ، تعقيب كنندگان بازگشتند و گفتند غنيمت از آن ما است چه خدا دشمن را به دست ما نابود و فرارى ساخت و محافظان رسول ( ص ) نيز گفتند شما از ما محق‌تر نيستيد زيرا ما پيغمبر ( ص ) را در ميان گرفتيم كه دشمن ناگهان بر او نتازد و كسانى كه به غنيمتگيرى پرداخته بودند گفتند هيچ يك محق‌ّتر از ما نيستند كه بر لشكرگاه دست يافتيم و غنايم بر گرفتيم ؛ و به ما مىرسد ؛ تا آيهء مورد بحث نازل شد و پيغمبر ( ص ) غنايم را على السويه قسمت فرمود .
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى . . .
( آيهء 17 ) . عبد الرحمن بن احمد عطار با اسناد از سعيد بن مسيّب و او از پدرش روايت مىكند كه روز احد ، أبى بن خلف قصد رسول اللّه ( ص ) كرد . عده‌اى از مسلمانان مانعش شدند . پيغمبر ( ص ) فرمود : راهش را باز كنيد و مصعب بن عمير از بنى عبد الدار جلو رفت . پيغمبر ( ص ) ترقوه ابىّ را در فاصلهء خود و زره برهنه ديد با حربه‌اش ضربه‌اى بر آن زد كه ابىّ از اسب افتاد و دنده‌اش شكست بدون آنكه از محل ضربه خونى آمده باشد . يارانش بر بالين او آمدند ، مثل گاو صدا مىكرد . گفتند چرا عاجز شده‌اى ، خراشى بيش نيست . گفت : سوگند به خدا اگر اين ضربت بر همهء بازاريان ذو المجاز فرود آمده بود همگى مىمردند ؛ او پيش از آنكه به مكه برسد به جهنم و اصل شد ، و خداى تعالى آيه بالا را نازل فرمود كه اى محمد تو ضربه نزدى ، خدا زد . صفوان بن عمرو از عبد العزيز بن جبير روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) در جنگ خيبر