امروز تمام يا گوشهاى از آن آشكار مىشود و هر كس آن را ببيند حرامش باد آيهء بالا بر پيغمبر ( ص ) نازل گرديد و دستور پوشش داده شد .
عبد الرحمن بن احمد عطا با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه زن در جاهليت گرد كعبه عريان طواف مىكرد و كهنهاى بر فرج مىآويخت و شعر مذكور را مىسرود . آيه 31 و 32 اعراف در نهى عريانى نازل گرديد . مسلم نيز اين روايت را آورده است .
حسن بن محمد فارسى با اسناد از ابو سلمه بن عبد الرحمن روايت مىكند كه در آيين جاهليت هنگام حج وقتى از منى سرازير مىشدند بر هيچ كس جايز نبود پوشش بالا و پايين داشته باشد و هر كس هر پوششى داشت كنار مىانداخت تا در طواف عريان باشد و خداوند آيهء 31 و 32 اعراف بدين مناسبت فرستاد .
كلبى گويد : مردم جاهليت در ايام حج به اندازهء بخور و نمير تغذيه مىكردند و محض بزرگداشت حج ، چربى مطلقا نمىخوردند . مسلمانان گفتند يا رسول اللّه ( ص ) ما براى اين امساك سزاوارتريم . آيه در تجويز خوردن گوشت و چربى در ايام حج نازل گرديد .
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها . . .
( آيهء 175 ) . ابن مسعود گويد : اين آيه دربارهء مردى از بنى اسرائيل به نام بلعم بن باعورا است . ابن عباس و ديگر مفسران نيز نام او همين طور ذكر كردهاند . والبى گويد بلعم مردى بود در شهر جباران ؛ چون موسى با بنى اسرائيل به شهر ايشان در آمدند پسر عموها و قوم بلعم نزد وى آمده گفتند : موسى مردى تندخوى است و لشكر بسيار دارد و اگر بر ما غلبه كند همه را مىكشد ، از خدا بخواه كه گزند موسى و سپاهش را از ما برگرداند . بلعم گفت اگر چنين دعايى بكنم دنيا و آخرتم از دست مىرود . و آنها پيوسته اصرار مىكردند تا بلعم موسى و لشكرش را نفرين كرد و خدا عنايت از بلعم برگرفت و از موهبت الهى عارى شد ( فانسلخ منها ) .
عبد اللّه بن عمرو عاص و زيد بن اسلم گفتهاند آيه دربارهء امية بن ابى الصلت ثقفى است كه كتب آسمانى را خوانده بود و مىدانست خدا در همان ايام پيامبرى بر مىانگيزد ، و اميدوار مىبود كه خود همان پيامبر موعود باشد . چون خداوند محمد ( ص ) را به رسالت برگزيد امية از روى حسد انكار ورزيد .
عكرمه از ابن عباس روايت مىكند : اين آيه دربارهء مردى است كه خدا سه دعاى مستجاب به وى اعطا كرد ، و زنى داشت به نام بسوس كه صاحب چند پسر و مورد علاقهء