تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
پيغمبر ( ص ) آيات قرآن را شنيدند و همگى از نضر پرسيدند محمد چه مىگويد ؟ نضر گفت : قسم به صاحب كعبه من چيزى نمىفهمم ، لبش مىجنبد و چيزى زمزمه مىكند اين همان افسانه‌هاى پيشينيان است كه من براى شما حكايت مىكنم . نضر داستان‌هاى كهن بسيار به ياد داشت و نقل مىكرد و قريش از سخنان وى لذت مىبردند . آيه در پاسخ وى نازل شد .
وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ . . .
( آيهء 26 ) . عبد الرحمن بن عبدان با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه آيه دربارهء ابو طالب است كه مشركان را از آزار پيغمبر ( ص ) باز مىداشت ليكن خود نيز فاصله مىگرفت . نظر عمرو بن دينار و قاسم بن مخيمر نيز همين بوده است . مقاتل گويد : پيغمبر ( ص ) نزد ابو طالب بود و او را به اسلام دعوت مىنمود كه قريش بر ابو طالب گرد آمده از وى خواستند دعوت پيغمبر ( ص ) را رد كند ، ابو طالب چنين سرود : به خدا تا در بستر خاك بيارمم نگذارم بر تو دست يابند دعوت خويش آشكار كن ، ترا بشارت باد و چشمت روشن بر تو باكى نيست و ترا چشم زخمى نرسد . دينى آورده‌اى كه بى ترديد از بهترين اديان است و اگر بيم دشنام و ملامت نبود مىديدى كه آشكارا بدان مىگرويدم « 1 » . و خداى تعالى آيهء فوق را در اين موضوع فرو فرستاد . محمد بن حنفيه و سدّى و ضحاك و همچنين ابن عباس ( به روايت والبى ) گفته‌اند آيهء مورد بحث دربارهء عده‌اى از كفار مكه نازل شد كه از پيروان محمد ( ص ) دفاع مىكردند . در عين حال شخصا دورى مىجستند .
إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ . . .
( آيهء 33 ) . سدّى گويد : اخنس بن شريق و ابو جهل بن هشام با هم ملاقات كردند . اخنس پرسيد يا ابا الحكم اينجا كسى نيست ، به من بگو آيا محمد راستگو است يا دروغگو ؟ ابو جهل گفت : به خدا محمد راستگوى است و هرگز دروغ نگفته ، اما اگر بر منصب علمدارى ( لوا ) و سقايت و پرده‌دارى و دار الندوة كه اولاد قصى بن كلاب دارند
هامش
( 1 ) شيعه ، به حق ، حضرت ابو طالب را مسلمان مىداند ، و واقع همين است . - م .
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 113 | الواحدي النيسابوري / ذكاوتى قراگزلو