تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
مرگش در رسيد . ما ترك خويش به آن دو تن سپرد كه به ورثه‌اش برسانند . آمدند و همه چيز را دادند به جز جام نقره‌اى مشبّك به طلا ؛ و چون پرسيده شد گفتند : آن را نديده‌ايم . آن دو را نزد پيغمبر ( ص ) بردند ، پيغمبر ( ص ) سوگندشان داد ، سوگند خوردند كه چيزى پنهان نكرده‌اند و خبر ندارند . پيغمبر ( ص ) رهاشان كرد . بعدا جام نزد جمعى از اهل مكه پيدا شد و گفتند از تميم الدارى و عدى بن زيد خريده‌ايم . ورثه مرد سهمى به دعوى برخاستند ، و دو تن از ايشان شهادت دادند كه اين جام خويشاوند ماست ، و گواهى ما از عدى بن زيد و تميم الدارى راست‌تر است ، و ناحق نمىگوييم . دو آيه 107 و 106 به اين مناسبت نازل گرديد .

سورهء انعام

وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ . . .
( آيهء 7 - 8 ) . كلبى گويد : اين آيه دربارهء مشركين مكه نازل شده است كه گفتند : يا محمد به تو ايمان نياريم تا نوشته‌اى از سوى خدا با چهار فرشته گواه نياورى كه آن از سوى خدا است و تو فرستادهء خدايى .
وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ . . .
( آيهء 13 ) . كلبى از ابن عباس روايت مىكند كه كفار مكه نزد پيغمبر ( ص ) آمده گفتند ما مىدانيم تو به سبب نيازمندى ، اين دعوى بنياد نهاده‌اى . ما هر يك سهمى از مال خويش به تو مىدهيم به طورى كه ثروتمندترين مرد مكه شوى ، تا از سخن خويش برگردى . آيه در جواب نازل شد .
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً . . .
( آيهء 19 ) . كلبى گويد : سران مكه گفتند : يا محمد ( ص ) نديديم كسى رسالت ترا تصديق كند ، و از يهود و مسيحيان پرسيديم اظهار كردند كه به نام و نشانى تو در كتاب خودشان بر نخورده‌اند . پس گواهى براى ادعاى رسول بودن خود بيار . آيه در پاسخ نازل گرديد .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ . . .
( آيهء 25 ) . به گفتهء ابن عباس ( در روايت ابو صالح ) ابو سفيان و وليد بن مغيرة و نضر بن حارث و عتبه و شيبه و امية بن خلف و ابى بن خلف از