تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
برخاست و گفت يا رسول اللّه ( ص ) كسب و كار من اين بود و از شرابفروشى مال اندوخته‌ام ، اگر در طاعت خدا خرجش كنم آيا برايم فايده دارد ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود اگر در راه حج و جهاد و صدقه نيز صرف كنى نزد خدا به اندازهء پر پشه‌اى ارزش ندارد كه خداوند جز پاك را نپذيرد ؛ و آيهء بالا در تصديق پيغمبر ( ص ) نازل گرديد .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ . . .
( آيهء 101 ) . عمر بن ابى عمرو مزكى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه برخى به طريق استهزاء سؤالاتى از پيغمبر ( ص ) مىپرسيدند . مثلا كسى كه شترش را گم كرده بود مىگفت : خبر ده شتر من كجاست ؟ آيه مزبور ( در نهى از سؤال بيهوده ) نازل گرديد . ابو سعيد منصورى با اسناد از على بن ابى طالب روايت مىكند كه چون آيهء حجّ نازل گرديد بعضى پرسيدند : يا رسول اللّه ( ص ) هر ساله است ؟ پيغمبر ( ص ) پاسخى نداد تا اينكه بار چهارم فرمود : نه ؛ و اگر مىگفتم « آرى » ، واجب مىگرديد و آيهء فوق نازل شد ( كه سؤال بى جا نكنند ) .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ . . .
( آيهء 105 ) . كلبى از ابو صالح ، و او از ابن عباس روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) نامه‌اى به سوى اهل هجر - كه منذر بن ساوى در آنجا مأمور بود - فرستاد كه به اسلام دعوتشان كند و اگر نپذيرفتند جزيه بپردازند . منذر به هجر رفت و نامه را به اعراب ( مشرك ) و يهود و صابئه و مجوس نشان داد . هيچ يك اسلام نياوردند و جزيه پذيرفتند . منذر گزارش داد پيغمبر ( ص ) در پاسخ نوشت : عرب‌ها يا بايد اسلام بپذيرند و يا جنگ ، اما از اهل كتاب و مجوس جزيه بپذير . منذر وقتى نامهء پيغمبر ( ص ) را بر ايشان قرائت كرد ، عرب‌ها مسلمان شدند و اهل كتاب و مجوس بر كيش خويش ماندند كه جزيه بدهند . منافقان عرب گفتند : عجبا از محمد كه مدعى است از سوى خدا برانگيخته شده كه با همه بجنگد تا مسلمان شوند ، و جز از اهل كتاب جزيه نمىپذيرد ، و چيزى را از مشركين هجر پذيرفت [ مقصودشان صابئه و مجوس است ] كه از مشركان عرب نپذيرفت . آيه در پاسخ آمد .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ . . .
( آيهء 106 - 107 ) . ابو سعيد بن ابى بكر غازى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه تميم الدارى و عدى بن زيد به مكه رفت و آمد مىكردند . مردى از بنى سهم قريش با ايشان همراه بود و در سرزمينى كه مسلمانى حضور نداشت