قرآن را از وضع كنونى مبدل برديفى نمايد كه در مدت هشت هزار و سيصد و نود و پنج شبانه روز بر او نازل شده بود .
گفتم اى بهاء الدين حلبى اين گفته تو احتياج به توضيح دارد . بهاء الدين حلبى گفت :
اى امير تاريخ نزول بر ما مجهول است و ما نميدانيم آن آيات در چه سال و چه روز نازل گرديد همين قدر ميدانيم كه در مكه يا مدينه نازل شد و نميتوانيم آنها را ماقبل و مابعد آياتى قرار دهيم كه بطور حتم بعد از آنها يا قبل از آنها نازل شده است . بنابراين ، تغيير دادن رديف آيات قرآن ، منظور تو را حاصل نخواهد كرد . چون منظور تو اينست كه آيات كلام اللّه طورى رديف شود كه مطابق ترتيب نزول آنها باشد و در جهان دانشمندى نيست كه بتواند بگويد كه هر آيه ، در كدام روز از كدام سال نازل گرديده است .
صحبت بهاء الدين حلبى تمام شد و ( ابن خلدون ) اجازه صحبت گرفت و گفت اى امير ، فقط يك نفر مىتواند رديف كنونى آيات قرآن را تغيير بدهد يا بعضى از آيات را كنار بگذارد و از متن قرآن خارج كند و آن شخص پيغمبر اسلام ( ص ) است كه شايد در قيامت اگر صلاح بداند مبادرت به اين كار كند .
گفتم اى ( ابن خلدون ) منظور تو از خارج كردن بعضى از آيات قرآن از متن ، چيست و مگر مىتوان كلام خداوند را از متن قرآن خارج كرد ؟ ( ابن خلدون ) گفت اى امير ، در قرآن آياتى هست كه در صدر اسلام نازل شده و آياتى ديگر وجود دارد كه در سنوات بعد نازل گرديد . و بنا بر مصلحت ، حكم آيات ماقبل را شديدتر يا خفيفتر كرده است كه يكى از آنها حكم مجازات زانى و زانيه است در صدر اسلام از طرف خداوند آيهاى نازل گرديد كه مجازات مرد و زن زناكار اين است كه سنگباران شوند همچنانكه در قوم يهود ، زنها و مردهاى زناكار را سنگباران ميكردند . اين آيه اينك در قرآن هست و بعد از اينكه مدتى از اسلام گذشت ، خداوند آيات مربوط بمجازات زناكاران را كه در سوره ( نور ) وجود دارد نازل كرد و بموجب آن آيات مجازات مردها و زنهاى زناكار ، زدن تازيانه شد و بموجب همان آيات اگر كسى به ديگرى تهمت زنا بزند و نتواند بثبوت برساند بايد هشتاد تازيانه به او زد ترديدى وجود ندارد كه آيات دوم ، بعد از آيه مربوط بسنگسار كردن نازل گرديده و حكم نافذ ، در مورد مجازات مردها و زنهاى زناكار ، تازيانه زدن است .
ولى ما نمىتوانيم آيه مربوط بسنگسار كردن را از متن قرآن خارج كنيم و قسمتى از كلام خدا را از قسمتهاى ديگر جدا نمائيم اين كار را فقط يك نفر مىتواند بكند و آن شخص رسول اللّه ( ص ) است كه در قيامت مثل تمام بندگان خدا ، داراى حيات جسمى خواهد شد و در آن روز اگر پيغمبر اسلام ( ص ) صلاح دانست در متن قرآن از لحاظ كنار گذاشتن بعضى از آيات دست خواهد برد .
آنگاه نوبت حرف زدن به عماد الدين مغربى رسيد و او گفت دورهء خلافت عثمان بن عفان دوازده سال بود ، و از آن دوره ، مدت پنج سال و بروايتى مدت هفت سال صرف جمعآورى آيات قرآن گرديد و عثمان چند نفر از كاتبان را بنقاط دوردست عربستان و ايران و مصر فرستاد تا از كسانى كه آيات قرآن را از حفظ دارند استفسار نمايند و آن آيات را بنويسند . زيرا بعد از اين كه ايران و مصر به تصرف اسلام درآمد چون ميبايد آن كشورها را اداره كرد عدهاى از مسلمين از عربستان بايران و مصر رفتند و مقيم دائمى آن ممالك شدند و ديگر بعربستان برنگشتند و
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 378
مساهمون: مارسل بريون
ص٣٧٨