در آن مدت كم تمام نقشههاى خود را بموقع اجرا بگذارم . حركت از ماوراء النهر و مراجعت به آنجا مستلزم صرف هزينه زياد بود و مدتى از وقت قشونكشى و جنك را هم اشغال ميكرد . لذا تصميم گرفتم كه در آينده براى كارهاى جنگى خود نقشهاى طرح كنم كه اجراى آن دو يا سه سال طول بكشد و من مجبور نباشم هر سال هنگام زمستان به ماوراء النهر مراجعت نمايم و سال ديگر بعد از فصل بهار از آنجا به راه بيفتم .
از اصفهان تا ( رى ) هوا معتدل بود و بعد از اينكه از رى گذشتيم هوا سرد شد و نرسيده به سبزوار طورى برودت شدت كرد كه من مجبور شدم فرمان توقف صادر نمايم . زمين مستور از برف بود و احتمال داده مىشد تمام اسبهاى ما از برودت به هلاكت برسند . من گفتم كه با شتاب براى نگاهدارى اسبها اصطبلهاى موقتى بوجود بياورند و تيرهائى بر زمين نصب كردند و اطراف و بالاى آنها را با نمد پوشانيدند و از نمد خيمهها براى پوشانيدن اصطبلها استفاده كردند و ما اسبهاى خود را در آن اصطبلهاى موقتى جا داديم بعد از اينكه دوره شديد سرما گذشت به راه افتاديم و از راه طوس و كوچان ( قوچان ) خود را به تركستان رسانيديم . از آن پس هوا معتدل گرديد و وقتى من بسمرقند رسيدم آخرين ماه زمستان بود . در سمرقند بيش از پنج روز توقف نكردم زيرا سوگند ياد نمودم كه اوقات خود را در صحرا بگذرانم و در شهرها زياد توقف نكنم . زيرا توقف كردن در شهرها سبب مىشود كه انسان متمايل به خوشگذرانى گردد و من با خدا عهد داشتم كه هرگز گرد خوشگذرانى نگردم .
پنج روز بعد از ورود بسمرقند از آنجا خارج شدم و در صحرا سكونت كردم و در همانجا تدارك قشونكشى بسوى كشور ( قبچاق ) را ديدم . از آنچه راجع به ( توك تاميش ) شنيدم چنين برميآمد كه وى مردى است بلندقامت باندازهء من ، و سربازانى دارد كه از قبايل كوهنشين هستند و همه در كوه قاف سكونت داشتهاند . سلاح سربازان ( توك تاميش ) عبارت است از تيروكمان و شمشيرهائى باريك و خميده باسم شاشكا ، ( بعيد نيست شمشيرهاى موسوم به شوشكه كه ما تا سى سال قبل ميديديم همين شاشكا باشد - مترجم ) ( شاشكا ) ، شمشيرى است برنده و خيلى سبك و در جنك ، به كار بردن آن آسان است زيرا دست را خسته نمىكند و سربازان ( توك تاميش ) با مهارت از آن شمشير استفاده مىنمايند . تدارك من براى قشونكشى به كشور ( قبچاق ) تا آغاز بهار بپايان رسيد و در همان موقع كه ميخواستم بسوى مغرب بزاه بيفتم خبر دادند كه قوم مغول در راه هستند و قصد دارند ماوراء النهر را مورد تهاجم قرار بدهند من اگر از ماوراء النهر به راه ميافتادم آن كشور مورد تهاجم قوم مغول قرار ميگرفت . از طرفى نميتوانستم از گوشمالى ( توك تاميش ) صرفنظر نمايم . اين بود كه تصميم گرفتم كه خود در ماوراء النهر بمانم و پسرم ( شيخ عمر ) را با يك قشون بكشور ( قبچاق ) بفرستم .
من هشتادهزار سرباز به ( شيخ عمر ) دادم و به او گفتم ( توك تاميش ) را بقتل برسان و سرش را براى من بفرست ولى اگر گريخت كشورش را ويران كن و برگرد . من ميدانستم كه ( توك تاميش ) ممكن است بگريزد چون فهميده بودم كه مردى ترسو مىباشد و اگر ترسو نبود دوبار ماوراء النهر را در غياب من مورد حمله قرار نميداد و هنگامى به كشور من حمله ميكرد كه من خود آنجا باشم .
من مردى هستم كه كار خود را فراموش نميكنم و كار امروز را محول بفردا نمىنمايم . من
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: مارسل بريون
ص١١١