سكنه آن شهر ، مقابل من مقاومت ننمايند . من صدر الدين را در اصفهان نديدم و معلوم شد كه آن مرد ، برحسب توصيه من قبل از اينكه جنك اصفهان شروع شود از آنجا رفته بود وقتى من اصفهان را تصرف كردم دوسوم شهر ويران شده يا سوخته بود و سهچهارم از سكنه شهر ، به هلاكت رسيدند . افسران و سربازان من مجاز شدند كه از زنهائى كه من به آنها واگذار كردم متمتع گردند و در موقع كوچ كردن من از اصفهان آنها را به فروش برسانند يا رها كنند چون ما نميتوانستيم زنها را با خود ببريم .
بعد از خاتمه جنك اصفهان ، من مجبور شدم كه براى تقسيم غنائم جنگى بين افسران و سربازان و همچنين براى ويران كردن حصار شهر باز در آنجا توقف كنم .
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: مارسل بريون
ص١٠٩