تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠

فصل دوازدهم جنك با سردار مغول

بطورىكه گفتم قصد داشتم بعد از خاتمه جنك اصفهان به فارس بروم و دماغ سلطان فارس را كه به من ناسزا گفته بود بر خاك بمالم ولى از سمرقند بوسيله پيك ، به من اطلاع دادند كه مرتبه‌اى ديگر ( توك تاميش ) ماوراء النهر را مورد حمله قرار داده است . ( توك تاميش ) باز از غيبت من استفاده كرد و به ماوراء النهر حمله نمود و عده‌اى را كشت و مقدارى از احشام ما را برد . وقتى خبر حمله ( توك تاميش ) به من رسيد بفكر افتادم كه از اصفهان كوچ كنم و بآذربايجان بروم و از آنجا ، راه سرزمين ( توك تاميش ) را پيش بگيرم . من مىدانستم كه ( توك تاميش ) سلطان سرزمين ( قبچاق ) است كه آن طرف كوه قاف قرار گرفته و من براى اين‌كه از راه آذربايجان بكشور او برسم بايد از كوه قاف عبور كنم . ( توضيح لازم - پدران ما كوه‌هاى قفقاز را كوه قاف ميخواندند و كلمه قفقاز هم به معناى كوه قاف مىباشد و بطورىكه مىدانيم كوه‌هاى قفقاز ، آن ناحيه را دو قسمت كرده يكى اراضى و دشت‌هاى جنوب كوه‌هاى قفقاز كه تا زمان فتحعليشاه جزو خاك ايران بود و ديگرى اراضى واقع در شمال كوه‌هاى مزبور كه قدماء باسم دشت قبچاق يا سرزمين قبچاق ميخواندند و ( توقتيمش ) سلطان سرزمين ( قبچاق ) بود و تا شبه جزيره كريمه واقع در جنوب روسيه را تحت تسلط داشت - مترجم ) تا وقتى كه در ولايات مركزى ايران حركت مىكردم سربازان من از سرما معذب نميشدند . ولى بعد از اين‌كه از ( رى ) مىگذشتم و وارد دامنه‌هاى كوه البرز مىشدم سرما شدت مىكرد و من مىبايد در سرماى زمستان از آذربايجان و آنگاه از كوه قاف بگذرم تا بتوانم خود را بكشور قبچاق برسانم . عبور يك قشون سوار در فصل زمستان از آذربايجان و كوه قاف كارى است پرزحمت و خطرناك و من بهتر آن دانستم كه از آن كار منصرف شوم و بجاى آن‌كه از راه آذربايجان و كوه قاف خود را بكشور ( توك تاميش ) برسانم از راه تركستان و شمال درياى آبسگون ( يعنى درياى خزر - مترجم ) به طرف ( توك تاميش ) بروم . آن كار را هم ميبايد موكول به بهار سال ديگر كنم و در آن موقع كار ضرورى اين بود كه از اصفهان بماوراء النهر بروم . موقعى كه مىخواستم از اصفهان به ماوراء النهر مراجعت كنم ، متوجه شدم كه روش قشون‌كشى من صحيح نيست من عادت كرده بودم كه فصل گرما از ماوراء النهر حركت ميكردم و راه كشورهاى ايران را پيش مىگرفتم و فصل پائيز مراجعت مىنمودم . بين بهار و پائيز بيش از چند ماه فاصله وجود ندارد و من نميتوانستم
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 110 | مارسل بريون / ذبيح الله منصورى