رسالهء بيستودوم
( 33 ) صفحهء 303 سطر 3 تا صفحهء 304 سطر 27 « بدانكه دوزخ و بهشت . . . دوزخى در مقابله نبود » بهجاى
V
دارد :
بدانكه بهشت و دوزخ مراتب دارند ، و راه آدم و حوا برين جمله بهشتها و دوزخها خواهد بود ، و هفتدوزخ و هشتبهشت ، هر بهشتى دوزخى دارد الا بهشت اول كه دوزخ ندارد ، و بهشت عالم ماهيات است . و آدم و حوا اول درين بهشت بودند ، و اين بهشت دوزخ ندارد ، از جهت آنكه در عالم ماهيات اضداد و مخالف نيستند ، و حقيقت دوزخ مخالفت است .
اى درويش ! عالم ماهيات عالمى بهغايت خوش ، و بىزحمت ، و عالم امن است ، و هيچ نعمت برابر امن نيست ، و بهشت حقيقى آن است كه در وى اضداد ، و مخالف و تغيير ، و تبديل ، و گرسنگى ، و خوف ، و حزن ، و رنج ، و پيرى ، و مركب نيست .
اى درويش ! عالم ماهيات دو عالماند ، عالم عدم : بهغايت بزرگ و فراخ است ، بلكه نامحدود و نامتناهى است . و در وى خلقان بسياراند ، و آن خلقان ايمناند از جمله بلاها و فتنهها ، و از تغيير و تبديل ، و رنج و بيمارى ، و پيرى و مرگ . هرچند كه صفت خوشى عدم كنم ، از هزار يكى نگفتهباشم . تا سخن دراز نشود و از مقصود بازنمانيم !
( 34 ) صفحهء 306 سطر 1 تا 2 بهجاى « از بهشت دوم . . شش كس بيرون آمد »
O
مطلب زير دارد :
در بهشت اول با آدم سه كس بودند . خطاب آمد كه هر سه از بهشت بيرون آمدند ، آدم ، و حوا ، و شيطان بودند . و از بهشت دوم شش كس بيرون آمدند . آن شش از آسمان تفريد به زمين تركيب آمدند آن شش . . .
بهجاى اين
RW
دارد :
اول با آدم پنج كس بودند . خطاب آمد كه هر شش از بهشت اول بيرون آيند ، و از آسمان تفريد به زمين تركيب روند . و آن شش . . .
( 35 ) صفحهء 306 سطر 24 بعد از « لذتى عظيم است »
ORW
دارد :
پس بهشت علمى بهغايت خوش باشد . چون دانستى كه بهشت علمى بهغايت خوش