است ، اكنون بدانكه لذت بهشت علمى در مقابلهء لذت بهشت اخلاق نيك مانند قطره و بحر است ، از جهت آنكه لذت علم با لذت اخلاق نيك هيچ نسبت ندارد ، و ناخوشى جهل با ناخوشى اخلاق بد هم نسبت ندارد . اخلاق بد دوزخى سخت است .
( 36 ) صفحهء 309 سطر 22 تا صفحهء 310 سطر 24 : « و اگر خواهند مردم . . .
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ *
» بهجاى ورقى افتاده
W
يك ورق ديگر دارد :
مىخواهند جملهء عالم را به يك دم سير و تماشا مىكنند ، و اگر مىخواهند چند در چند ايام غذا نمىخورند ، و مدتها غذا نمىآشامند ، و اگر مىخواهند چيزهاى بسيار الوان طور پيدا و نوموردار ( ! ) مىكنانند ، و اگر مىخواهند از بسيار بالا بلند كوهى پايان مىپرند . و ازين نقلها كه به قلم آمده است چندين گونه كرامات و معجزات و مرادات كرم مىفرمايند كه همت ايشان هر وجوه بسيار است . و طايفه اين است درين اعتقاد بسيار كه هر صورت اميدوار شفاعت ايشان مىباشند و شب و روز انتظار هستند كه آياتى نظر شريفشان در طرف مايان بيفتد و يا ما ضعفا و پور ( ! ) تقصير به خاطر شريفشان بيايم ، درين اميدوارى ديده بر راه هستند . و درين باب گفتار سخن را مختصار ( ! ) كرده شد ، نظر به خاطر درويشان - كثرهم اللّه تعالى - پاس نموده ، ايشان را رضا كردم ، و اين چند قلم را تستير كرده و قلم آورده شد .
تمت الكتاب انسان الكامل فى معرفته الوافر .
رسايل اضافى ( 1 )
( 37 ) صفحهء 320 سطر 25 تا 321 سطر 2 - بهجاى « از درويشان نيستند . . . نكردند و نمىكنند »
V
دارد : از طايفهء درويشان فاضلتر نيستند چنانكه آن عزيز فرموده است ؛
بيت
پادشاهان گداى درويشان * سروران خاك پاى درويشان
درويشان كه به اختيار خود از سر دانش ترك كردهاند ، و به كارى از كارهاى دنيا مشغول شدهاند تا قوت و حرفهء خود از كار خود حاصل كردهاند ، و زحمت خود را بر كس ننهادهاند ، و در زير آن قبهء زحمت اغيار خوش و آسودهاند .