اى درويش ! قاعده و قانون سخنان جلد اول ، و قاعده و قانون سخنان جلد دوم ديگر بودند ، و قاعده و قانون سخنان اين جلد سوم ديگر است ؛ هريك از طورىاند ، و دور از يكديگراند . هر طايفه بايد كه سخن خود از جاى خود طلب كنند .
( 29 ) صفحهء 289 سطر 8 تا صفحهء 290 سطر 9 : بهجاى فصل دوم
SV
فصل زير دارند ؛ همان فصل
O
بعد از فصل دوم دارد :
فصل بدانكه نطفهء آدمى چون در رحم افتاد ، آن نطفه ذات جسم آدمى است و چون جسم آدمى موجود شود ، و از رحم به اين عالم آيد 430 ؛ و به نهايت خود رسد ، و از عالم اجمال به عالم تفصيل آيد ، آن تفصيل جسم آدمى و وجه جسم آدمى است ، يعنى عالم اجمال ذات جسم آدمى است ، و عالم تفصيل وجه جسم آدمى است و مجموع هر دومرتبه نفس جسم آدمى است ، پس جسم آدمى را سه مرتبه آمد ، مرتبهء ذات ؛ و مرتبهء وجه ، و مرتبهء نفس ، يعنى عالم اجمال ، و عالم تفصيل و مجموع هر دومرتبه چون ذات وجه و نفس جسم آدمى را دانستى ، اكنون بدانكه صفت صلاحيت است ، و در مرتبهء ذات است ؛ و اسم علامت است ، و در مرتبهء وجه است ، و فعل حاصليت است ، و در مرتبهء نفس است . چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى ، روشنتر ازين بگويم .
بدانكه صفات در مرتبهء ذاتاند ، از جهت آنكه صفت هر چيز صلاحيت آن چيز است ، و نطفهء آدمى صلاحيت آن دارد كه از وى تمامت اعضاى اندرونى و بيرونى پيدا آيد . اين صلاحيت صفاتاند ، و در مرتبهء ذاتاند . و اسامى در مرتبهء وجهاند ، از جهت آنكه اسم هر چيز علامت آن چيز است تا از ديگر چيزها ممتاز شود . پس احتياج به علامت در مرتبهء وجه باشد ، كه عالم تفصيل است . اين علامات اسامىاند ، و در مرتبهء وجهاند . و افعال در مرتبهء نفساند ، از جهت آنكه فعل هر چيز حاصليت آن چيز است ؛ و در مرتبهء نفس جمله چيزها بالفعل موجود مىشوند ، از جهت آنكه مجموع هر دو مرتبه نفس است ، و از هر دومرتبه چيزها پيدا مىآيند ، و بالفعل موجود مىشوند ؛ پس افعال در مرتبهء نفس باشند .
اى درويش 431 ! نطفهء آدمى را با هر عضوى از اعضاى آدمى ملاقاتى خاص هست و طريقى خاص هست ، و روى خاص هست . آن روى را وجه مىگويند . و برعكس اين