صورت نماند ، هميشه در گردش است ، هر زمانى صورتى ديگر مىگيرد ، و هر ساعتى نقشى پيدا مىآيد ، صورت اول هنوز تمام نشده است ، و استقامت نيافته است ، كه صورتى ديگر آيد ، و آن صورت اول محو گرداند ، بهعينه به موج دريا مىماند ، يا خود موج درياست ، و عاقل هرگز به موج دريا عاشق نشود ، و بر سراب عمارت نكند ، و نيت اقامت به روى نكند .
( ب ) اى درويش ! درويشى اختياركن ، كه عاقلترين آدميان درويشاناند كه به اختيار خود درويشى اختيار كردهاند ، و از سر دانش نامرادى گزيدهاند ، از جهت آنكه در زير هر مرادى ده نامرادى تعبيه است ، بلكه صد ؛ و عاقل از براى يك مراد صد نامرادى تحمل نكند ، ترك آن يك مراد كند تا صد نامرادى نبايد كشيد .
( ج ) اى درويش ! به يقين بدانكه ، مسافرانيم ، البته ساعت فساعت خواهيم گذشت .
و حال هريك از ما هم مسافر است ، همچون ما اگر دولت است ، مىگذرد ؛ و اگر محنت است ، هم مىگذرد ؛ پس اگر دولت دارى ، اعتماد بر دولت مكن ، و اگر محنت دارى ، غمناك مشو ، كه تا ديده برهم زنى ، نه اين بينى نه آن . معلوم نيست كه ساعتى ديگر چون باشد . دربند آن باشى ، راحتى به كس رسانى بهقدر آنكه توانى ، و دربند آزار كس مباش .
رسالهء هژدهم
( 23 ) صفحهء 255 سطر 3 تا 7 بهجاى مطلب ( 1 )
VO
مطلب زير دارند : ( آ ) اما بعد ، چنين گويد اضعف ضعفا و خادم فقرا ، عزيز بن محمد النسفى ، كه جماعت درويشان - كثرهم اللّه - مىگويند كه تقرير سخنان ، و ذوق معانى منزل دوم خود چيزى ديگر است .
اگرچه يك نوبت در منزل اول بيان كشف ، و وحى ، و الهام ، و خواب راست گرديد ، مىبايد كه يكبار ديگر درين منزل دوم بيان كنيد ، تا ما را معلوم شود كه اهل منزل دوم تقرير اين معانى چون مىكنند ، كه اين الفاظ حجابى عظيم است مر سالكان را ، و سالكان در پس اين حجاب ماندهاند .
( ب ) اى درويش ! شك نيست كه هر منزلى كه مىآيد ، تقرير معانى ، و شرح الفاظ ، و شرح همه چيز به لونى ديگر كنند . اگر در هر منزلى شرح همه مقرر كنم ، دراز شود ، آنچه حاصل سخن هر منزلى باشد ، گفته شود ، اما از جهت درخواست شما يكبار ديگر اين