تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
الفاظ را درين منزل دوم شرح دهم . ( 24 ) صفحهء 263 سطر 8 بعد از مطلب ( 25 )
V
مطلب زير دارد : و چون عكس بر دل اين بيننده پيدا آيد ، باخبر شود از احوال آينده و آن احوال شايد كه به يقين وى خاص تعلق دارد ، و شايد كه عام باشد در شهر وى ، و شايد كه عام باشد در همه عالم . اى درويش ! چون عكس بر دل خواب‌بيننده پيدا آيد قوت خيال آن را در صورت‌ها پوشيده گرداند صورتى كه مناسب اين معنى باشد ، از جهت آنكه معنىاى بىصورت را درنتوان - يافتن ؛ و معبر از آن صورت عبور كند ، و به‌معنى رسد ، و ديگران را از آن صورت بگذراند به معنى رساند . و معبر را از جهت اين معنى معبر گفته‌اند . رسالهء نوزدهم ( 25 ) صفحهء 269 سطر 14 تا 24 : به‌جاى مطالب ( 12 ) و ( 13 )
V
مطلب زير دارد : اى درويش ! آدمى هم ختم و هم خاتم است ، و هم كعبه است ، و هم مسجود ملائكه است ، ختم است از جهت آنكه آخرين موجودات و ميوهء مخلوقات است ، و بعد از وى چيزى ديگرى نيست ، و نخواهد بود . و خاتم است از جهت آنكه به آدمى مهر در آفرينش نهادند . و كعبه است كه افراد موجودات جمله روى در آدمى دارند تا به آدمى رسند . و مسجود ملائكه است كه جملهء افراد موجودات كاركنان آدمىاند . ( 26 ) صفحهء 270 سطر 3 تا 4 : به‌جاى مطلب ( 15 )
V
مطلب زير دارد : اى درويش ! اگر بهتر ازين ممكن بودى ، بودى . بهتر ازين ممكن نبود راضى و تسليم مىبايد شد . و ازين جهت فرمود كه
« كانَ ظَلُوماً جَهُولًا . »
( 27 ) صفحهء 273 تا صفحه 271 سطر 14 تا آخر رساله : به‌جاى مطالب ( 30 ) - ( 33 )
V
دارد : فصل بدانكه بعضى از اهل وحدت مىگويند كه بازگشت روح آدمى بعد از مفارقت قالب هم به آدمى خواهد بود ، از جهت آنكه آدمى شرف موجودات و زبده و خلاصهء مخلوقات است ، و همه چيز روى در آدمى دارند تا به آدمى رسند . پس روح آدمى ، چون به چيز ديگر ، يا به مقام ديگر بازگردد بازگشت روح آدمى هم به آدمى باشد . الى