رساله در لوح محفوظ خاص هم مىكنند ، و مىگويند كه اگر نطفهء آدمى لوح محفوظ خاص است ، و هر چيز كه در نطفه نوشته است ، آن در آدمى ظاهر خواهد شد ، و آدمى را دفع آنها از خود به هيچ وجه ممكن نيست و آدمى در آنها مجبور است .
( 18 ) صفحهء 238 سطر 21 « جواب » :
AOBU
اينجا مطلب زير دارند :
اى درويش ! شك نيست كه نطفهء آدمى لوح محفوظ خاص است ، و هر چيز كه در لوح محفوظ خاص نوشته است ، آنها در آدمى ظاهر خواهد شد ، و آدمى را دفع آنها از خود به هيچ وجه ممكن نيست ، و آدمى در آنها مجبور است . اما آدمى هر چيز كه دارد ، همه از لوح محفوظ خاص ندارد ؛ بعضى از لوح محفوظ خاص دارد ، و بعضى از لوح محفوظ عام دارد ، و بعضى از ماهيت دارد . از ماهيت قابليت و استعداد دارد ، و از لوح محفوظ عام عقل و روح انسانى دارد ، و علم و اخلاق دارد ، و از لوح محفوظ خاص جسم و روح حيوانى دارد ، و شهوت و غضب دارد . و درين لوح محفوظ خاص بهواسطهء ازمنهء اربعة سعادت يا شقاوت ، و زيركى يا حماقت ، و بخل يا سخاوت ، و درويشى يا توانگرى ، و مانند اين نوشته شد . و در ماهيت آدمى نوشته بود كه آدمى در يك چيز مختار است ، و در باقى چيزها مجبور است و آن يك چيز حركت است ، و هيچكس را درين خلاف نيست ، و جملهء عقلا اتفاق كردهاند كه آدميان در حركت اختيار دارند ، بلكه جملهء حيوانات در حركت اختيار دارند .
( 19 ) صفحهء 238 سطر 21 تا 27 : بهجاى مطلب ( 9 )
O
مطلب زير دارد :
جواب همان است كه در لوح محفوظ عام گفته شد . در لوح محفوظ خاص هرچه مقيد نوشته است ، آدمى در آنها مجبور است . مثلا در نطفهء آدمى نوشته است كه آدمى يكزبان دارد ، و زبان گويا باشد ؛ و آدمى را دودست باشد . و دست كارها كند ؛ و مانند اين در نطفه نوشته است ، و آدمى در آنها مجبور است . اما در گفتن و كردن مختار است ، از جهت آنكه گفتن و كردن در نطفه مطلق نوشته است ، نه مقيد ، يعنى ننوشته است كه آدمى يك كلمه گويد ، يا دو ، يا صد ، يا هزار گويد ، بلكه نوشته است كه آدمى سخن گويد و گويا باشد ، پس اگر خواهد ، بسيار گويد ؛ و اگر خواهد اندك گويد . و اگر خواهد راست گويد ، و اگر خواهد دروغ گويد . مقصود ازين سخن آن است كه هرچه در نطفه