بيت
هزار نقش برآرد زمانه و نبود * يكى چنانكه در آيينهء تصور ماست
( كب ) اى درويش ! تو از آنها مباش كه نعمت چون فوت شود ، آنگاه قدرش بدانى كه بعد از فوت نعمت قدر دانستن فايده ندهد ، باوجود نعمت اگر قدر آن بدانى ، توانى كه نعمت را به غنيمت دارى ، و به غنيمت داشتن اين نعمتها كه گفته شده است كه هر چيز كه سبب جمعيت و فراغت است نگاهدار ؛ و اگر تفرقه و جمعيت را نمىشناسى ، و راه به اندرون خود نبردهاى ، بارى هر چيز كه سبب آزار است از خود بينداز و هر چيز كه سبب راحت است نگاهدار !
تمام شد رسالهء سوم از جلد دوم .
رسالهء شانزدهم
( 15 ) صفحهء 236 سطر 16 . . . چه مىآيد ، بعد ازين
OWS
مطلب زير دارند :
و اين سعادت و شقاوت هم در مردم اثرها مىكند ، و هم در زمان اثر مىكند . بدين سبب در هر زمانى خاصيتى پيدا مىآيد ، و با هر زمانى سعادت و شقاوت همراه مىشود .
اگر در زمان سعد نطفه در رحم افتد ، آن فرزند سعيد شود ؛ و اگر در زمان نحس نطفه در رحم افتد ، آن فرزند شقى شود .
( 16 ) صفحهء 237 سطر 20 تا صفحهء 238 سطر 2 « هرچند مال . . . و مانند اين » : بهجاى اين
A
دارد : هرچند كه سعى و كوشش كند ، جاهل بماند ، و كوشش فايده ندهد . و اگر چنان اتفاق افتد كه اين چهار زمان دليل باشند بر سلطنت ، و بزرگوارى و مال و جاه اين فرزند به سعى و كوشش پادشاه گردد ، و بزرگوار و صاحب مال و جاه شود . و اگر دليل بر خلاف اين باشند ، خلاف شود .
( 17 ) صفحهء 238 سطر 14 تا سطر 19 : بجاى اوّل مطلب ( 8 ) تا « . . . و كوشش آدمى »
AOBU
مطلب زير دارند :
اى درويش ! همان سؤال كه در رسالهء ما قبل در لوح محفوظ عام مىكردند ، درين