تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
روحانى مىگويند . و حكما عقول و نفوس و طبايع مىخوانند و اين اصطلاحى است ، هر يك به‌اصطلاح خود سخن مىگويند . تا سخن دراز نشود ، و از مقصود بازنمانيم ، هر فلكى عقلى و نفسى دارد . ( 11 ) صفحهء 130 سطر 6 تا 7 « به‌واسطهء عقل اول . . . گويد و از حق شنود » : به‌جاى اين
V
مطلب زير دارد : بىواسطهء عقل اول از بارى - عز شأنه فيض قبول كند ، و گاه به‌واسطهء عقل با حق سخن گويد و شنود ، و گاه بىواسطهء عقل سخن گويد و از خود شنود . اى درويش ! پيغمبر - عليه السلام - مىفرمايد كه من علم و طهارت را به‌جايى رسانيدم كه مناسبت با عقل اول حاصل كردم . چون مناسبت پيدا آمد ، دايره تمام شد ، و عقل اول رسول بارگاه من گشت . چون به عقل اول رسيدم ، عقل اول نور من گشت . پس اگر گويم كه « اول ما خلق اللّه تعالى نورى » راست باشد ؛ و اگر گويم كه « اول ما خلق اللّه تعالى روحى » هم راست . تا سخن دراز نشود ، و از مقصود بازنمانيم ، هركه به عقل اول رسيد ، دايره را تمام كرد ، و مقرب حضرت خداى گشت . ( 12 ) صفحهء 131 سطر 16 تا صفحهء 133 سطر 14 : به‌جاى مطالب ( 22 ) تا ( 30 )
KV
مطلب زير دارد : اى درويش ! علما ، كه در منزل اول‌اند ، مىگويند كه جن وجود دارد ، و قومىاند به غير آدميان ، و به هر صورت كه مىخواهند ، مصور مىشوند . و حكما ، كه در منزل دوم‌اند ، مىگويند كه جن وجود ندارند ، جن عبارت از آدميان‌اند كه در صحرا و كوه نشينند ، و دانا نديده باشند ، و سخن دانا نشنيده باشند . علمشان نبود ، و اخلاق‌شان نبود ، همچون حيوانات باشند ، بلكه از حيوان فروتر ، ايشان را جن گويند ، از جهت آنكه معنى جن پوشيده كردن است ، يا پوشيده شدن ، و عقل اين طايفه پوشيده است . و ديوانه را به همين معنى مجنون مىخوانند . رسالهء هفتم ( 13 ) صفحهء 161 سطر 15 : بعد از مطلب ( 11 )
C
سه مطالب زير دارد : ( آ ) اى درويش ! عاشقان از زن و فرزند گريزان شدند ، و از خانه و بستان بيزار