صغير باشد ، تا آن سخن راست بود ، از جهت آنكه عالم صغير نسخه و نمودار عالم كبير است ، و هر چيز كه در عالم كبير هست ، در عالم صغير نمودار اين هست .
( 28 ) چون اين مقدّمات معلوم كردى ، اكنون بدانكه نطفهء آدمى نمودار عالم جبروت است ، از جهت آن هر چيز كه در آدمى موجود گشت ، و از قوّت به فعل آمد ، و از عالم اجمال به عالم تفصيل رسيد ، آن جمله در نطفهء وى بالقوّة موجود بودند ، و پوشيده و مجمل بودند . و طبيعت كه در نطفه پيدا آمد نمودار جوهر اوّل است . و جسم و روح آدمى نمودار عالم ملك و عالم ملكوت است .
( 29 ) اى درويش ! نطفهء آدمى عالم جبروت عالم صغير است ، و طبيعت آدمى 353 جوهر اوّل عالم صغير است ، و جسم و روح آدمى عالم ملك و عالم ملكوت عالم صغير است .
هر چيز كه در نطفهء آدمى بالقوّة موجود بودند ، و پوشيده و مجمل بودند ، آن جمله در جسم و روح آدمى بالفعل موجود گشتند ، و از قوّت به فعل آمدند ، و از عالم اجمال به عالم تفصيل رسيدند . اوّل چيزى كه در نطفه موجود گشت ، و از قوّت به فعل آمد ، و از عالم اجمال به عالم تفصيل رسيد ، يك جوهر بود و آن جوهر را جوهر اوّل عالم صغير مىگويند . و نام آن جوهر طبيعت است .
( 30 ) چون دانستى كه اوّل چيزى كه در نطفه پيدا آمد . طبيعت بود ، ازين جهت طبيعت را جوهر اوّل عالم صغير مىگويند ، اكنون بدانكه به اين طبيعت خطاب آمد كه مفردات عالم صغير بنويس ! بنوشت تا نطفه چهار طبقه شد ؛ سودا ، و بلغم ، و خون ، و صفرا موجود گشتند و از قوّت به فعل آمدند ، و از عالم اجمال به عالم تفصيل رسيدند .
آنگاه به اين مفردات خطاب آمد كه مركّبات عالم صغير بنويس ! بنوشتند . آنگاه ازين مفردات تا تمامت اعضاى بيرونى و اندرونى آدمى موجود گشتند ، و از قوت به فعل آمدند ، و از عالم اجمال به عالم تفصيل رسيدند چون اعضاى اندرونى و بيرونى آدمى موجود گشتند ، اعراضى كه به اعضاى آدمى تعلق مىداشتند 354 ، با اعضا از قوّت به فعل آمدند ، اما اعراضى كه به كمال آدمى و به تحصيل دنيا و آخرت تعلّق مىداشتند ، در اعضا بالقوّة بماندند ، و از قوّت به فعل نيامدند .
( 31 ) چون مفردات مركّب شدند ، و اعضاى آدمى پيدا آمدند ، آن اعراض كه در مفردات بالقوّة موجود بودند ، در مركّبات بالفعل موجود گشتند ، و از قوّت به فعل آمدند اگر اين فرزند كه موجود گشت ، بقا يابد ، و تربيت و پرورش چنان كه شرط است بيابد ،
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٣٤٧