و اگر اين عبارت را فهم نمىكنى كه بلند است ، به عبارتى فروتر ديگر بگويم .
( 39 ) اى درويش ! اينهمه از جهت آن است كه تا آدمى به كمال خود رسد ، و با غنيمت بسيار به حضرت پروردگار خود بازگردد . و در جوار حضرت ذو الجلال ابدالآباد در لذّت و راحت باشد . و روح آدمى به طلب كمال آمده است ، و كمال آدمى آن است كه علم و طهارت و حضور و اشتياق حاصل كند 358 ، يعنى از ما سوى اللّه روى بگرداند ، و روى به پروردگار خود آورد ، و خود را و پروردگار خود را شناسد ، و مشتاق پروردگار خود ، و ملازم درگاه وى گردد ، و در علم ، و طهارت ، و اشتياق از عقول و نفوس عالم علوى بگذرد ، تا به جوهر اوّل تواند رسيد ، و دايره را تمام تواند كرد ، كه دايره تا به اوّل خود نرسد ، تمام نشود .
فصل دهم در بيان گشتن خليفهء خداى
( 40 ) اى درويش ! هركه دايره تمام كرد ، عالم صغير را تمام كرد ، و به نهايت مقامات انسانى رسيد ، و انسان كامل شد . و هركه عالم صغير را تمام كرد ، در عالم كبير نايب و خليفهء خدا گشت . اكنون كار وى آن باشد كه ديگران را تمام كند . و هركه عالم صغير را تمام نكرده باشد ، در عالم كبير نايب و خليفهء خدا نتواند بود ، هرچند سعى بسيار كند تا درين عالم پيشوا گردد ، او را ميسّر نشود . و اين سخن بهغايت بر اصل است ، از جهت آنكه كسى كه خود را تمام نكرده است ، ديگران را چگونه تمام كند ؟ و اگر كسى خود را راست نكرده است ، ديگران را چون راست گرداند ؟ مىخواستم كه درين رساله بيان ذات و صفات مبدأ اوّل و بيان عالم جبروت و عالم ملكوت و عالم ملك را تمام كنم ، و نتوانستم . كرد ، باشد كه درين رساله كه مىآيد تمام كنم . و الحمد للّه ربّ العالمين .
تمام شد رسالهء اول از جلد دوم