جمله در مفردات بالقوّة موجوداند به طريق كلّى .
( 23 ) اى درويش ! 351 مفردات عالم علوى و عالم سفلى جمله خزاين خداىاند :
« وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. و هرچند ازين خزينهها مركّبات مىبخشند ، ازين خزينهها چيزى كم نمىشود . و خزينهء وجود ، و خزينهء حيات ، و خزينهء رزق ، و خزينهء عقل ، و خزينهء علم ، و خزينهء خلق ، و خزينهء قدرت ، و خزينهء سعادت ، و خزينهء دولت ، و خزينهء فراغت ، و مانند اين خزينهها بسيار دارد . چندين گاه است كه مىشنودى كه خداى تعالى خزاين بسيار دارد ، و هرچند از آن خزاين مىبخشد ، هيچ كم نمىشود ، و نمىدانستى كه آن خزاين چيست و چرا كم نمىشود .
( 24 ) اى درويش ! در عالم عدم خداى را چندين هزار خزاين است . كلّيات كه در عالم عدماند جمله خزايناند ، هر كلّى خزينهاى است . در عالم وجود چندين هزار خزايناند . در مفردات آب و خاك خزايناند ، و هوا و آتش خزايناند ؛ افلاك و انجم خزايناند ، عقول و نفوس خزايناند . و در مركّبات هر معدنى خزينهاى است ، و هر نباتى خزينهاى است ، و هر درختى خزينهايست ، و هر حيوانى خزينهاى است ، و هر انسانى خزينهاى است .
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . »
و هرچند كه ازين خزاين مىبخشد ، ازين خزاين هيچ كم نمىشود .
( 25 ) اى درويش ! 352 هر تخم نباتى خزينهاى است ؛ و هر تخم درختى خزينهاى است ؛ و از هر خزينه چندين هزار خزينهء ديگر پيدا مىآيد . عجايب كارستانى است ملك خدا ، و با عظمت جايى است حضرت او ، و پرحكمت حالى است حكم او .
( 26 ) اى درويش ! علم اين است ، و دعاى رسول - عليه السلام - كه
« ارنا الاشياء كما هى »
از براى اين است . هركه را اين در برگشادند و اسرار ملك و ملكوت و جبروت بر وى آشكارا گردانيدند ، و او را از مقربان حضرت خود كردند ، و در حرم خود راه دادند ، و از عالم ايمان به عالم ايقان رسانيدند
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ . »
فصل هشتم در بيان عالم صغير
( 27 ) بدانكه هر چيز كه در عالم كبير اثبات مىكنند ، بايد كه نمودار آن در عالم