به كمال خود رسد . و تمامت اعراض كه در وى بالقوّة موجود بود ، بالفعل موجود نشوند ، و بقا نيابند و آفتى به وى رسد ، يا تربيت و پرورش چنانكه شرط است نيابد ، ناقص بازگردد :
« كما تعيشون تموتون . »
و چون آن آدمى به سعى و كوشش مشغول شود و به خدمت استادان و نصيحت دانايان بازگردد ، و به فرمان ايشان كار كند ، آن اعراض از قوّت به فعل آيند .
( 32 ) اى درويش ! در باطن و ظاهر آدمى خزاين بسيار است ، هر عضوى از اعضاى آدمى اندرونى و بيرونى خزينهاى است . و آدمى هرچند از آن خزاين خرج مىكند ، از آن خزاين هيچ كم نمىشود . و اين چندين حرفتها و صنعتها و عمارتهاى خوب كه در عالم است ، و اين چندين علمها و معرفتها و حكمتها كه در عالم است ، جمله از خزاين آدميان است . و رسول - عليه السلام - مىفرمايد كه :
« الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة . »
اين چندين خزاين را بعضى معطل فروگذاشتهاند ، و به خزاين ديگران حسد مىبرند
« أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ 355
عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا . » تا سخن دراز نشود و از مقصود بازنمانيم !
( 33 ) اى درويش ! عالم جبروت عالم كبير كتاب مجمل است ، و عالم ملك و عالم ملكوت عالم كبير كتاب مفصّلاند . عالم جبروت عالم صغير هم كتاب مجمل است ، و عالم ملك و عالم ملكوت عالم صغير هم كتاب مفصّلاند . اوّل سوره كه به محمّد - عليه السلام - آمد اين سوره بود :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ . خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ . اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ »
يعنى اوّل كتاب وجود خود را بشناس ، آنگاه موجود خود را بشناس ، آنگاه ازين كتاب خود آن كتاب بزرگ را معلوم كن ، كه اين نسخه و نمودار آن است ؛ يعنى خود را بشناس تا همه چيز را بشناسى ، خود را بدان تا مرا بدانى ، افعال خود را معلوم كن تا افعال مرا معلوم كنى . هرچند مىخواهم اين سخن دراز نشود ، بىاختيار من دراز مىشود .
( 34 ) اى درويش ! اگر نطفهء آدمى را تخم گويى ، و جسم و روح آدمى را درخت گويى ، راست باشد . اقوال نيك و افعال نيك و اخلاق نيك و معارف راست ميوهء اين درخت است . اگر ميوه اينهاست كه گفته شد ، شجرهء طيّبه است ؛ و اگر ميوه اضداد اينهاست ، شجرهء خبيثه است .
« أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ »
و
« أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ »
در حق اين هر دو طايفه آمده است . اگر اقوال نيك و افعال نيك و اخلاق نيك و معارف