تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
( 16 ) اى درويش ! هركه ترك دنيا كند از براى ثواب آخرت ، زاهد است ، امّا نزديك اهل معرفت اين زهد ضعيف است ، از جهت آنكه دنيا و آخرت در نظر عارفان حقير و مختصر است . ايشان از عذاب‌هاى گوناگون دوزخ نترسند ، و به نعمت‌هاى گوناگون بهشت اميد ندارند . از خدا بترسند ، و به خدا اميد دارند ، و از خدا مىجويند . ( 17 ) اى درويش ! آن‌قدر ندارد كه تو به وى مشغول شوى ، و در طلب وى عمر عزيز خود ضايع گردانى . چيزى كه امروز با توست ، و فردا با ديگرى خواهد بود ، او را نزديك عاقل هيچ قدرى نباشد ، و عاقل دل را بر وى ننهد . بايزيد را پرسيدند كه اين مقام به چه يافتى ؟ - فرمود كه به هيچ . گفتند : « چون ؟ » - فرمود كه به يقين دانستم كه دنيا هيچ است . ترك دنيا كردم و اين مقام يافتم . ( 18 ) اى درويش ! اگر اين سخن را فهم نكردى ، و دنيا پيش تو قدرى دارد ، بدانكه زهد معامله است كه با خدا مىكنند . دنيا مىدهند و آخرت مىستانند ، فانى مىدهند و باقى مىستانند . هركه كاسهء سفالين بدهد ، و در مقابلهء آن كاسهء زرين بستاند 333 معامله‌اى باشد به‌غايت با نفع و پرسود ، و جملهء عاقلان به اين معامله رغبت نمايند . ازينجا گفته‌اند كه زاهدان عاقل‌ترين آدميان‌اند . ( 19 ) اى درويش ! اگر اين سخنان را فهم نمىكنى ، و باور نمىدارى ، بدانكه دنيا تخم تفرقه و اندوه است ، و تخم بلا و عذاب است . هركه را مال و جاه بيشتر مىشود ، تفرقه و اندوه وى ، و بلا و عذاب وى بيشتر مىگردد . عاقلان هر چيز كه خواهند ، از براى راحت و آسايش خواهند ، و راحت و آسايش در ترك است . پس هركه عاقل بود ، ترك اختيار كند به‌قدر آنكه تواند ، اگر ترك كلّى كند ، راحت كلّى يابد ؛ و اگر ترك كلّى نتواند كرد ، به‌قدر آنكه ترك مىكند ، راحت مىيابد . ( 20 ) اى درويش ! هركه را در دنيا مرادى برمىآيد ، در زير آن مراد صد نامرادى نهفته است . عاقل از براى يك مراد تحمّل صد نامرادى نكند ، ترك آن‌يك مراد كند ، تا آن صد نامراديش نبايد كشيد .

فصل سوّم در بيان توكل

( 21 ) بدانكه توكّل كار خود به كسى گذاشتن است ، و خدا مىفرمايد كه هركه كار