تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
نامتناهى و بحرى است بىپايان و بىكران . اوّل و آخر و حدّ و نهايت و اجزا و تركيب ندارد ، و قابل تغيير و تبديل ، و قابل فنا و عدم ، و قابل تجزى و تقسيم نيست ، احد حقيقى است و در ذات وى به‌هيچ نوع كثرت نيست . ( 18 ) چون اين مقدّمات معلوم كردى ، اكنون بدانكه اين نور ، كه احد حقيقى است ، و نامحدود و نامتناهى است ، ذات و وجه و نفس دارد ، و صفات و اسامى و افعال دارد . و صفات اين نور در مرتبهء ذات‌اند ، و اسامى اين نور در مرتبهء وجه‌اند ، و افعال اين نور مرتبهء نفس‌اند . ( 19 ) بدانكه نظر به هستى اين نور ديگر است ، و نظر به آنكه اين نور عامّ است تمام موجودات را ديگر است ، و نظر به هستى و عموم اين نور ديگر است . چون اين سه نظر را دانستى ، اكنون بدانكه هستى اين نور ذات اين نور است ، و عموم اين نور تمام موجودات را وجه اين نور است ، و مجموع اين هر دو مرتبه نفس اين نور است . ( 20 ) اى درويش ! چون دانستى كه اين نور عامّ است تمام موجودات را ، و بقاى موجودات 31 ازين نور است ، هيچ ذرّه‌ئى از ذرّات موجودات نيست كه خداى به ذات به آن نيست ، و برآن محيط نيست ، و از آن آگاه نيست . اين عموم و اين احاطت را وجه اين نور مىگويند . پس تو به هر چيز كه روى آرى ، روى به وجه اين نور آورده باشى :
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
291
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
. ( 21 ) اى درويش ! هركه هر چيز را كه مىپرستد خداى را مىپرستد ، از جهت آن كه هركس رويى به هر چيز كه آورده است ، روى به وجه خدا آورده است . و آن چيز فانى است ، و وجه خدا باقى است :
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
. رسول - عليه السلام - با مشركان مىگفت كه شما يك خدا را مىپرستيد ، مشركان را عجب مىآمد ، مىگفتند :
« أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ »
( 22 ) اى درويش ! خداى مىفرمايد كه من جنّ و انس را نيافريدم الّا از جهت آن تا مرا بپرستند :
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
و گفت خداى خلاف نباشد . پس به يقين بدانكه هركه هر چيز را كه مىپرستد ، خداى را مىپرستد ، و امكان ندارد كه كسى به‌غير خداى چيزى ديگر را تواند پرستيد . و اين سخن به‌غايت خوب است ؛ هركه دريابد ، كارهاى دشوار به روى آسان شود و درهاى علم به روى گشاده گردد ، و با خلق عالم صلح كند ، و از اعتراض و انكار آزاد آيد .