مجازى غير موصوف است . 1 / 289 و اينچنين كه در درخت گندم دانستى ، در جملهء افراد مواليد همچنين مىدان .
فصل چهارم در بيان وجود بسيط
( 13 ) بدانكه ذات و وجه و نفس مركّب ديگر است ، و ذات و وجه و نفس بسيط ديگر . و بسيط دو قسم است ، بسيط حقيقى و بسيط مجازى . و در هر دو قسم نه همچون مركّب است . و نظر تيزبين و باريكبين مىبايد تا ذات و وجه و نفس بسيط را دريابد . 2 / 289 آنچه گفتيم جمله در مركّبات بود . يك نظر ديگر در بسيط مجازى بگويم ، آنگاه بيان ذات و وجه و نفس احد حقيقى كنيم .
( 14 ) اى درويش ! آب بسيط مجازى است ، و ذات و وجه و نفس دارد . نظر به هستى آب ديگر است ، و نظر به آنكه آب عامّ است تمام نبات را ديگر است ، و نظر مجموع هر دو مرتبه ديگر است . چون اين سه مرتبه را دانستى ، اكنون بدانكه هستى آب ذات آب است ، و عموم آب جمله نباتات را وجه است ، و مجموع هر دومرتبه نفس آب است .
چون ذات و وجه و نفس آب را دانستى ، اكنون بدانكه صفات آب در مرتبهء ذاتاند و اسامى آب در مرتبهء وجهاند ، و افعال آب در مرتبهء نفساند .
( 15 ) اى درويش ! آب صلاحيّت بسيار چيزها دارد ، كه نباتات و اشجار مختلفه و گلها و ميوههاى متنوّع پيدا آيند و از عالم اجمال به عالم تفصيل رسند . هريكى را علامتى خاصّ هست كه به آن علامت از يكديگر ممتاز مىشوند . آن علامت اسامىاند ، و در مرتبهء وجهاند .
( 16 ) اى درويش ! آب دو عالم دارد ، يكى عالم اجمال و يكى عالم تفصيل . عالم اجمال ذات است ، و صفات آب درين مرتبهاند . و آب را با هر نباتى ملاقاتى خاصّ هست ، و طريق خاصّ هست ، و رويى خاصّ هست ، آن روى را وجه آب مىگويند ، و وجه صورت متفرقه دارد . پس تو به هر نباتى كه روى آورى روى به وجه آن آورده باشى . تا سخن دراز نشود و از مقصود بازنمانيم ! آمديم به مقصود سخن .
( 17 ) 30 اى درويش ! وجود خداى تعالى در مكان و جهت نيست 290 ، فوق و تحت و يمين و يسار و پيش و پس ندارد ، از جهت آنكه وجود خداى تعالى نورى است نامحدود و