كه تا به صد و بيست سال باقى ماند ، و اين را اجل مسمّى مىگويند ؛ و اگر آفت رسد ، در آنوقت كه آفت رسد ، آن مزاج خراب شود ، آن را اجل قضا مىخوانند . و در افلاك و انجم مفرداتاند ، اين خللها نيست ، لاجرم از حال نمىگردند ، و صورتى كه دارند رها نمىكنند . و ازين جهت افلاك و انجم را عالم بقا و ثبات مىگويند ، و عناصر و طبايع و معدن و نبات و حيوان را عالم كون و فساد مىخوانند .
( 9 ) اى درويش ! هرچند كه ازين درخت بالاتر مىآيد ، نازكتر مىشود و شريفتر و لطيفتر مىگردد ، و چون نازكتر مىشود ، آفتپذير مىشود ، يعنى ابو تراب نسفى مىگويد كه تمام موجودات يك درخت است ، و فلك اوّل ، كه فلك الافلاك است ، محيط موجودات است ، و ساده و بىنقش است ، زمين اين درخت است ، و فلك دوّم ، كه فلك ثابتات است ، بيخ اين درخت است ، و هفت آسمان ، كه هريك كوكبى سيّاره دارند ، ساق اين درخت است . 276 زحل كه از ما دور تر است ، زيرتر است و بر آسمان اوّل است ، و قمر كه به ما نزديكتر است ، بالاتر است و بر آسمان هفتم است ، يعنى هر چيز كه به ما نزديكتر است ، بالاتر است ؛ و هر چيز كه از ما دور تر است ، زيرتر است . و عناصر و طبايع چهارگانه شاخهاى اين درختاند ؛ و معدن و نبات و حيوان برگ و گل و ميوهء اين درختاند . پس از آنجا كه زمين اين درخت است ، تا به اينجا كه ميوهء درخت است ، هرچند بالاتر مىآيد ، نازكتر مىشود و شريفتر و لطيفتر مىگردد . چون مراتب اين درخت را دانستى ، اكنون بدانكه ميوه بر سر درخت باشد ، و زبده و خلاصهء درخت بود ، و شريفتر و لطيفتر از درخت باشد ، و از درخت هر چيز كه به ميوه نزديكتر باشد ، بالاتر و شريفتر و لطيفتر بود .
( 10 ) اى درويش ، به نزديك ابو تراب افلاك و انجم عالم سفلىاند ، و عناصر و طبايع و معدن و نبات و حيوان عالم علوىاند . و اينچنين مىبايد كه باشد ، از جهت آنكه زبده و خلاصهء موجودات ماييم ، جاى ما مىبايد كه بالاى همه باشد ؛ و هر چيز كه به ما نزديكتر بود ، بالاتر و شريفتر و لطيفتر باشد . و از اينجا گفتهاند كه افلاك و انجم لوح محفوظ و كتاب خداىاند ، و همه چيز در كتاب خداى نوشته است ، و قلم خشك گشته است . و هر چيز كه در كتاب خداى نوشته است ، درين عالم آن ظاهر خواهد شد .
و شك نيست كه اينچنين باشد ، از جهت آنكه هر چيز كه در بيخ و شاخ درخت باشد ، البتّه بر شاخهاى درخت آن ظاهر شود ، و امكان ندارد كه چيزى كه در بيخ و ساق 277
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٢٨٠