فصل پنجم در بيان سخن اهل حكمت
( 11 ) بدانكه اهل حكمت مىگويند كه اين صورتها كه گفته شد بر كسى ظاهر شوند كه آنكس را قوّت خيالى غالب باشد . و اين هركسى را نباشد ، بعضى كسان را باشد ، و از جهت آنكه آدمى سه قوّت دارد ، يكى قوّت ادراك ، و يكى قوّت عملى 252 ، و يكى قوّت خيالى . بعضى كسان را اين هر سه قوّت قوى افتاده باشد ، و بعضى كسان را اين هر سه قوّت ضعيف افتاده باشد ، و بعضى كسان را متفاوت بود ، يعنى اين سه قوّت بعضى قوى و بعضى ضعيف باشد . غرض ما ازين سخن آن است كه هركه را قوّت خيال قوى افتاده باشد ، اين صورتها بسيار بيند ، و مصوّر اين صورتها اندرون همين بيننده است . چنانكه در خواب صورتها پيدا مىكند ، در بيدارى هم پيدا مىتواند كرد . در خواب همه كس را باشد ، اما در بيدارى اندك بود . وقت باشد كه كس در خواب تشنه باشد ، صورتى پيدا آيد و قدح آب بر دست گرفته باشد ، و به وى دهد تا بازخورد ، و از خوردن آن آب لذتى هرچه تمامتر به وى رسد و تشنگى وى ساكن شود . و چون بيدار شود از آن لذّت چيزى باقى باشد . و هيچ شك نيست كه آن صورت و آن آب همه خيال است ، و مصوّر اين صورت و اين آب اندرون همين بيننده است . در بيدارى نيز وقت باشد كه كسى در بيابانى تشنه باشد ، و تشنگى به كمال رسد ، و آب نباشد ؛ صورتى پيدا آيد و قدح بر دست گرفته باشد و به وى دهد تا بازخورد ، و از خوردن آن آب لذّتى هر چه تمامتر به وى رسد ، و تشنگى وى ساكن شود . و در گرسنگى نيز همچنين مىدان .
صورتى پيدا آيد و نان گرم به وى دهد ، و از خوردن آن لذتى هرچه تمامتر به وى رسد ، و گرسنگى ساكن شود ، و مانند اين قوت خيال و وهم صورتها انگيزاند در اندرون و بيرون . به وهم مردم تشنه شوند ، و به وهم سيراب شوند ، بلكه به وهم مردم بيمار شوند و به وهم بميرند . وهم اثرهاى قوى دارد در آدمى .
( 12 ) اى درويش ! وهم در مقابلهء عقل است و در اغلب اوقات وهم غالب مىآيد بر عقل . سخن دراز شد و از مقصود دور افتادم . غرض ازين سخنان آن بود كه حكما مىگويند كه اين صورتها نه ملائكهاند 253 ، از جهت آنكه ملائكهء سماوى هميشه در مقام خود باشند ، و به كار خود مشغول بودند و بهغير كار خود كارى ديگر نتوانند كرد ، اما ملائكهء سماوى جمله پاك و صافىاند و جمله علم و طهارت دارند . هركه به رياضات و