تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

فصل هفتم در بيان خواب و بيدارى و در بيان خواب ديدن

( 18 ) بدانكه آدمى را حالتى هست و آن حالت را بيدارى مىگويند ، و حالتى ديگر هست و آن حالت را خواب مىخوانند 255 ، و خواب و بيدارى عبارت از آن است كه روح آدمى از راه حواس بيرون آيد تا كارهاى بيرونى ساز دهد ، و چون كارهاى بيرونى ساز داد ، باز به اندرون مىرود تا كارهاى اندرونى ساز دهد . چون بيرون مىآيد و حواس در كار مىآيد ، اين حالت را بيدارى مىگويند ؛ و چون به اندرون مىرود ، و حواس از كارها معزول مىشوند ، اين حالت را خواب مىخوانند . و اندرون رفتن روح را سبب‌ها بسيار است ، اما مراد ما درين موضع بيان خواب است . ( 19 ) چون معنى خواب و بيدارى دانستى ، اكنون بدانكه سبب خواب ديدن دو چيز است ، يكى از حواس اندرونى است ، و يكى از ملائكهء سماوى است ، آنكه از حواس اندرونى است ، از خيال و حافظه است ، خيال خزينه‌دار حس مشترك است و حافظه خزينه‌دار وهم است . هر دو خزينه‌دارند و به روزگار دراز از ايشان چيزها ياد گرفته‌اند صورى و معنوى و در خزينه نهاده‌اند ، تا به‌وقت آنكه طلب كنند بر ايشان عرض كنند . ( 20 ) اى درويش ! چيزها ياد گرفتن و حفظ كردن عبارت ازين است كه خزينه‌داران چيزها از ايشان مىگيرند و در خزينه مىنهند و نگاه مىدارند . و ياد آوردن چيزها عبارت از آن است كه خزينه‌داران چيزها به‌وقت طلب بر ايشان عرض كنند . اگر زود عرض كنند ، گويند كه زود ياد آمد ؛ و اگر دير عرض كنند ، گويند كه دير ياد آمد . و اگر اصلا خود عرض نكنند ، نسيان عبارت ازين است . و سبب دير عرض كردن ، و سبب اصلا خود عرض ناكردن آن باشد كه خللى در خزينه‌داران آمده 256 باشد . ( 21 ) تا سخن دراز نشود و از مقصود بازنمانيم ! وقت باشد كه خزينه‌داران به وقت آنكه از ايشان چيزى طلب كنند ، آن چيز را عرض كنند ؛ و وقت باشد كه بىآنكه از ايشان چيزى طلب كنند ايشان خود عرض كنند . اگر در بيدارى عرض كنند ، مردم گويند كه فلان چيز يا فلان‌كس در خاطر ما آمد و با ياد ما آمد . ( 22 ) اى درويش ! احوال گذشته همچون صورت‌هاى خوب كه وقتى ديده باشند ، يا طعام‌هاى صالح كه وقتى خورده بودند ، يا جمعيت‌ها و صحبت‌ها كه وقتى با ياران بوده
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 261 | عزيز الدين النسفي / ماريژان موله / دهشيرى