دريا عالم غيب غيب است ، و آن آيينه دل انسان كامل است . هر چيز كه از درياى عالم غيب غيب روانه مىشود تا به ساحل وجود رسد ، عكس آن بر دل انسان كامل پيدا مىآيد ، و انسان كامل را از آن حال خبر مىشود . هركه به نزديك انسان كامل درآيد 250 ، هر چيز كه در دل آنكس باشد ، عكس آن در دل انسان كامل پيدا آيد .
( 7 ) بهغير سالكان قومى ديگر هستند كه دلهاى ايشان در اصل ساده و بىنقش افتاده است ، چيزها بر دلهاى ايشان هم پيدا آيد ، و از احوال آينده خبر دهند ، و از اندرون مردم و از احوال مردم خبر دهند و بر دلهاى حيوانات هم پيدا آيد ، كه دلهاى ايشان هم ساده و بىنقش است و آن حيوانات خبر مردم دهند . بعضى مردم فهم كنند ، و بعضى فهم نكنند .
( 8 ) اى درويش ! اين ظهور عكس به كفر و اسلام تعلّق ندارد ، ظهور عكس به دل ساده و بىنقش تعلّق دارد . و اين ظهور عكس در كامل و ناقص پيدا آيد و در صالح و فاسق ظاهر شود . و اگر در صالح پيدا آيد صلاحيّت وى زيادت شود و بسيار كس به واسطهء او سود كنند و اگر در فاسق پيدا آيد ، فسق وى زيادت شود و بسيار كس به واسطهء وى زيانكار شوند سخن دراز شد و از مقصود دور افتادم .
فصل چهارم در بيان سخن اهل شريعت
( 9 ) بدانكه اهل شريعت مىگويند كه ملائكهء سماوى وقتها مصوّر شوند 251 ، و با بعضى از آدميان سخن گويند و مىگويند كه ما ملك و رسول خداييم و به كارى آمدهايم ، چنانكه در قرآن از قصّه مريم و از قصّهء ابراهيم خبر مىدهد ، و در قرآن و احاديث ذكر اين معنى بسيار است . و وقت باشد كه اين صورت بر آدمى ظاهر نشود ، اما به آدمى سخن گويد و كارى فرمايد ، و از حالى خبر دهد . و آن آواز را آواز هاتف گويند .
( 10 ) چون اين مقدّمات معلوم كردى ، اكنون بدانكه هروقت كه ملائكهء سماوى سخن به دل آدميان القا كنند ، آن القا اگر در بيدارى باشد ، نامش الهام است و اگر در خواب باشد ، نامش خواب راست است . و هروقت كه ملائكه مصوّر شوند و بر انبيا ظاهر گردند و سخن خداى به انبيا رسانند ، نامش وحى است . اين بود سخن اهل شريعت در بيان وحى و الهام و خواب راست و در بيان مصوّر شدن ملائكه .