( 10 ) چون اين مقدّمات معلوم كردى ، اكنون بدانكه در نطفهء آدمى 20 جسم و روح آدمى ، و استعداد و افعال آدمى نوشته است ، و آدمى در بودن جسم و روح خويش مجبور است ، و در بودن استعداد خود هم مجبور است : امّا در كردن افعال خود مختار است ، از جهت آنكه جسم و روح و استعداد آدمى در نطفهء آدمى بهطريق جزوى نوشته است ، و افعال آدمى بهطريق كلّى نوشته ، يعنى كمّيت و كيفيّت روح و جسم و استعداد در نطفه نوشته است ، و جسم و روح و استعداد آدمى مقدّر است ، امّا كميّت و كيفيّت افعال در نطفه ننوشته است ، و افعال آدمى مقدّر نيست .
( 11 ) اى درويش ! اگر آدمى 228 در افعال خود مجبور است ، چرا فاعل خير مستحقّ مدح است ، و فاعل شرّ مستوجب ذمّ است ، و چرا عاقلان و دانايان امر معروف و نهى منكر كردهاند و مىكنند ، و چرا نصيحت و مشورت را پسنديده داشتهاند و مىدارند ؟
( 12 ) اى درويش ! غرض ازين دراز كشيدن آن است ، كه تا تو را به يقين معلوم شود كه آدمى در استعداد خود مجبور است ، و در افعال خود مختار است . و هيچ شكّ نيست كه اينچنين است . چون دانستى كه آدميان در اقوال و افعال خود مختاراند ، هرچه مىخواهند مىگويند ، و هرچه مىخواهد مىكنند ، و هرچه مىخواهند مىخورند ، پس دعوت انبيا و تربيت اوليا بهجاى خود است ، و تدبير عقلا و معالجت حكما هم بهجاى خود است ، و سعى و كوشش آدمى و پرهيز و احتياط آدمى هم بهجاى خود است .
( 13 ) اى درويش ! گفتن و كردن و خوردن آدمى هر سه برابر است . اگر مقدّر است ، هر سه مقدّر است ؛ و اگر مقدّر نيست ، هر سه مقدّر نيست ، اختيار به دست آدمى است .
اگر خواهد ، راست گويد ، و اگر خواهد دروغ گويد ؛ اگر خواهد ، بسيار گويد ، و اگر خواهد اندك گويد ؛ اگر خواهد ، طاعت كند ، و اگر خواهد معصيت ، اگر خواهد ، بسيار كند ، و اگر خواهد ، اندك ، اگر خواهد ، حلال خورد ، و اگر خواهد ، حرام خورد ، اگر خواهد ، بسيار خورد ، و اگر خواهد ، اندك خورد ؛ يعنى قول و فعل آدمى مقدّر است ، امّا قول و فعل مطلق ، نه قول و فعل مقيّد بهخلاف استعداد .
( 14 ) اى درويش ! تقليد مادر و پدر حجابى عظيم است ، و هركس 229 كه در پس اين حجاب بماند ، هيچچيز را چنانكه آن چيز است ندانست و نديد . معنى اين حديث كه
« فرغ الربّ من الخلق و الرزق و الاجل »
راست است ، و رزق مقدّر است ، و اجل مقدّر است ، امّا رزق مطلق 21 و اجل مطلق ، نه رزق مقيّد و اجل مقيّد . اگر رزق و اجل مقيّد
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٢٣٩