پس هركه سعيد است ، سعادت از شكم مادر با خود آورده است ؛ و هركه شقى است ، شقاوت از شكم مادر با خود آورده است :
« السعيد من سعد فى بطن امّه و الشقىّ من شقى فى بطن امّه »
. و اينچنين كه در سعادت و شقاوت دانستى ، در جمله احوال فرزند همچنين مىدان . 223 و اين جمله در نطفهء آدمى نوشته است . و سبب اين نوشتن آن است كه جمله كارهاى عالم سفلى باز بسته است به عالم علوى ، و هر چيز كه در عالم علوى نوشته است ، در عالم سفلى آن پيدا خواهد آمدن . پس اينها كه در نطفه پيدا آمد ، از آن بود كه در عالم علوى نوشته بود ؛ امّا در عالم علوى بهطريق عموم نوشته بود ، نه بهطريق خصوص ، و در نطفه بهطريق خصوص نوشته شد . لاجرم دفع آن از خود ممكن است ، و دفع اين از خود ممكن نيست .
( 3 ) چون اين مقدّمات معلوم كردى ، اكنون بدانكه درين عالم سفلى آن را كه سعادت همراه است ، نه از آن است كه وى را دوست مىدارند ، و سعادت را با وى همراه كردهاند ؛ نصيب وى خود چنين افتاد . و آن را كه شقاوت همراه است ، نه از آن است كه وى را دشمن مىدارند ، و شقاوت را با وى همراه كردهاند ؛ نصيب وى خود چنين افتاد . از جهت آنكه كار انجم و افلاك آن است كه هميشه سعادت ، و شقاوت ، زيركى ، و حماقت ، و بخل ، و سخاوت ، و همّت عالى ، و خساست ، و توانگرى و درويشى درين عالم سفلى بر وجه عموم ، نه بر وجه خصوص ، مىپاشند ، تا نصيب هركس چه مىآيد 15 ؛ يعنى حركات افلاك و انجم درين عالم اثرها دارند . و يكى از آن اثرها 224 آن است كه در زمان خاصيّتها پيدا مىآيد . زمانى مىباشد كه در آن زمان هركه سفر كند ، نيك آيد ، و زمانى مىباشد كه در آن زمان هركه سفر كند ، نيك نيابد . و زمانى باشد كه در آن زمان نطفهء هركه در رحم افتد ، آن فرزند سعيد باشد . و زمانى باشد كه در آن زمان نطفهء هركه در رحم افتد ، آن فرزند شقى باشد . و زمانى هست كه در آن زمان نطفهء هركه در رحم افتد ، آن فرزند توانگر بود . و زمانى هست كه در آن زمان نطفهء هركه در رحم افتد ، آن فرزند درويش بود ؛ و مانند اين در هر زمانى خاصيّتى پيدا مىآيد .
( 4 ) چون لوح محفوظ عالم صغير را دانستى ، اكنون بدانكه برين سخن سؤالى مىكنند و مىگويند كه اگر چنين است كه سعادت ، و شقاوت ، و توانگرى ، و درويشى ، و مانند اين با نطفهء آدمى همراه است ، چرا احوال بعضى مردم مىگردد ، و بعضى را در اوّل عمر مال و جاه مىباشد ، و در آخر عمر مال و جاه نمىباشد ؛ و بعضى را در اوّل عمر
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٢٣٦