تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
مال و جاه نمىباشد ، و در آخر عمر پيدا مىآيد ، و در جمله چيزها همچنين مىدان ؛ ( 5 ) جواب . بدانكه اين گشتن احوال اثر خاصيّت ازمنهء اربعه است .

فصل دوّم در بيان ازمنهء اربعه

( 6 ) بدانكه گفته شد كه به‌سبب گردش افلاك و انجم و اتّصالات ايشان 225 در هر زمانى خاصيّتى پيدا مىآيد ، و هر زمانى شايستهء كارى مىگردد . چون اين مقدّمات معلوم كردى ، اكنون بدانكه آن زمان كه نطفه در رحم مىافتد ، و آن زمان كه صورت فرزند پيدا مىآيد ، و آن زمان كه حيات به فرزند مىپيوندد ، و آن زمان كه فرزند از شكم مادر بيرون مىآيد ، اين هر چهار زمان اثرهاى قوى و خاصيّت‌هاى عظيم دارد در احوال فرزند . اگر چنان اتفاق افتد كه اين هر چهار زمان دليل باشند بر علم و حكمت آن فرزند ، و با وجود اين هر چهار زمان ، آن فرزند سعى و كوشش بسيار كند در تحصيل علوم ، و با وجود سعى و كوشش بسيار اتفاقات حسنه دست دهد ، آن فرزند در علوم يگانه شود ، بلكه در علم و حكمت پيشوا گردد ، و صاحب مذهب يا صاحب ملت شود . و اگر چنان اتفاق افتد كه اين هر چهار زمان دليل باشند بر مال و جاه آن فرزند ، و با وجود اين هر چهار زمان آن فرزند سعى و كوشش بسيار كند در تحصيل مال و جاه ، و با وجود سعى و كوشش بسيار اتفاقات حسنه دست دهد ، آن فرزند يگانه شود در مال و جاه ، بلكه پادشاه گردد و پادشاهى باشد با لشكر بسيار و خزينهء تمام . و اگر برعكس اين اتفاق افتد كه گفته شد ، برعكس اين باشد كه گفته شد ، يعنى اگر چنان باشد كه اين هر چهار زمان دليل باشند بر نحوست و بىچيزى آن فرزند ، آن فرزند هرچند مال 16 و جاه بسيار به ميراث بگيرد ، در چند روز هيچ به وى نماند ؛ و هرچند سعى و كوشش بسيار كند در طلب قوت يك روزه ، بىفايده باشد و ميسر نشود . اگر قوت بامداد باشد ، شبانگاه نبود ، و اگر شبانگاه باشد بامداد نبود . و اگر چنان اتفاق افتد كه اين هر چهار زمان دليل باشند بر اخلاق نيك آن فرزند ، آن فرزند به‌غايت متواضع و حليم و كريم و عادل و با ديانت و راحت‌رسان شود ، و راست شود ، و راست‌گوى و نيكوكردار باشد . 226 و اگر چنان اتّفاق افتد كه اين هر چهار زمان دليل باشند بر اخلاق بد آن فرزند ، آن فرزند به‌غايت سفيه و بخيل و ظالم و بىديانت و آزاررسان باشد ، و دروغ‌گوى و بدكردار
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 237 | عزيز الدين النسفي / ماريژان موله / دهشيرى