كند ، و اگر نكند ، پدر و مادر بفرمايند تا بكند . و اين موافقت كردن را اسلام گويند . و چون به حدّ عقل رسيد بعد از اسلام شش چيز ديگر بر فرزند فرض شود . اول ايمان :
بايد كه او را در هستى و يگانگى خداى و در نبوت انبيا هيچ شكى نباشد ، و به يقين بداند كه انبيا هرچه گفتند راست گفتند و از خدا گفتند . دوم امتثال اوامر و سوم اجتناب نواهى . چهارم توبه ، يعنى اگر امرى از اوامر فروگذارد ، يا به نهى از نواهى اقدام نمايد ، در حال توبه كند . و توبه آن است كه از كرده پشيمان شود ، و نيت كند كه من بعد هرگز آن كار نكند . پنجم كسب ، يعنى حرفتى بياموزد ، و به كارى مشغول شود كه آن كار سبب معاش وى گردد ، تا از طمع خلاص يابد ، و ايمان وى بهسلامت ماند ؛ كه ايمان هركه به زيان رفت به شومى طمع به زيان رفت . ششم تقوى ، يعنى در كسب احتياط كند تا بر وجه مشروع باشد ، و از مال حرام و مال شبهه ، و مال پادشاهان ، و مال ظالمان پرهيز كند ، و در اقوال و افعال احتياط كند تا به اخلاص باشد و از ريا و سمعه دور بود .
( 26 ) اى درويش ! اين شش چيز عام بود در حق جمله مسلمانان ، و اين درجهء عوام است . پس هركه مىخواهد كه از درجهء عوام به درجهء خواص برسد ، بايد كه عمل خواص پيش گيرد ، و عمل خواص سلوك است يا به طريق تحصيل و تكرار ، يا به طريق مجاهده و اذكار . و ما درين رساله طريق مجاهده و اذكار بيان خواهيم كرد .
فصل هفتم در بيان شرائط سلوك
( 27 ) بدانكه شرائط سلوك شش چيز است . اول ترك است ، ترك مال و ترك جاه و ترك دوستى مال و جاه ، و ترك معاصى ، و ترك اخلاق بد كند . دوم صلح است . 127 با خلق عالم به يكبار صلح كند ، و به دست و زبان هيچكس را نيازارد ، و شفقت از هيچكس دريغ ندارد ، و همه را همچون خود عاجز و بيچاره و طالب داند . سوم عزلت است . چهارم صمت است . پنجم جوع است . ششم سهر است . اين است شرائط سلوك كه گفته شد .
فصل هشتم در بيان اركان سلوك
( 28 ) بدانكه اركان سلوك هم شش است . ركن اول هادى است كه بىهادى سلوك