تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
و كيخدا را ، تا كيخداى گناه نكند كس زنان را بگناه نگيرد . پس چون آدم اندر نگرست و حوّا [ را ] گزندى نرسيده بود ، آن سه دانه از حوّا بستد و بخورد « 1 » . و چون گندم به حلق آدم فرو گذشت و به شكم رسيد ، حالى آن حلّه‌هاى بهشت از ايشان فرو ريخت ، و هر دو برهنه و عريان بماندند ، و عورتهاشان پيدا بود ، و از يك ديگر شرم داشتند . پس هر يكى بلگى از درخت انجير باز كردند و بر عورت خويش برنهادند و ، بانگ اندر بهشت افتاد كه عصى آدم ربّه فغوى « 2 » . گفتند : آدم نافرمان بردارى كرد خداى خويش را ، و بىراه گشت . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ
« 3 » . پس از آن درختهاى بهشت سر فرو آوردند « 4 » و مويهاى اين چهار تن بشاخهاى خويش برپيچيدند ، و هر چهار را از بهشت بيرون انداختند ، مر آدم را بهندوستان انداختند بسر كوه سرنديب . و چنين گويند كه اندر همه جهان هيچ كوه بلندتر از آن نيست . و مر حوّا را بجدّه انداخت بر لب دريا از مكّه بر هفت فرسنگ . و ابليس را بسمنان انداخت بحدود رى . و مار را باصفهان انداخت . و طاوس را بميسان افكندند ، جائيست از غيضهء « 5 » دمشق . پس آدم دانست كه ابليس او را بفريبانيد . و آدم هيچ چاره و تدبير ديگر نميدانست ، و هم بر سر كوه سرنديب سر بر سجده نهاد و همى گريست بر گناه خويشتن ، و آب از چشم او بدان كوه فرو مىدويد . و صد سال
هامش
( 1 ) بستد و بدهن اندر گرفت و بخاييد و فرو برد . ( پا ) ( 2 ) طه ، 121 . ( 3 ) الاعراف ، 22 ( 4 ) پس از آن درختان بهشت چهار درخت شاخها فرو آوردند . ( پا ) ( 5 ) از حدود . ( پا )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 53 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى