تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
كه چون خداوند عزّ و جلّ حوّا را بيافريد و جفت آدم كرد ، خلقان بهشت آدم را تهنيت كردند ، و او را گفتند كه اين جفت ترا چه نام است ؟ گفت : اين حوّا نام است ، از بهر آنكه خداى عزّ و جلّ اين را از زنده آفريدست ، از پهلو چپ من ، و من حىّام و نام او حوّا باشد . آن گه چون خداى عزّ و جلّ آدم را بيافريده بود ، گفت : يا آدم بدان كه من ابليس را از بهر تو براندم و بلعنت كردم ، و ابليس دشمن تو است و آن جفت تو حوّا . هشيار باشيد كه شما را نفريباند و از بهشت بيرون اوكند « 1 » كه آن گاه شما بيچاره مانيد . چنان كه گفت :
إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى
« 2 » . پس چون ابليس دانست كه كار آدم ببهشت اندر نيكوست ، بحيلهء كار آدم در ايستاد تا مگر او را از بهشت بيرون كند . هر چه كرد به هيچ حيله ببهشت اندر نتوانست شدن از بيم رضوانان كه خازنان بهشت بودند . و رضوانان دانستند كه خداى تعالى او را از بهشت براندست . اكنون علما بدين اندر اختلاف كردند . گروهى گويند كه ابليس خود هرگز ببهشت اندر نتوانست رفتن ، و بيرون بهشت بانگ همى كرد ، و حوّا بيامد و او را بديد ، و آدم و حوّا ببهشت اندر بودند ، و ابليس بيرون بهشت بود كه ايشان را بفريبانيد . و گروهى از علما برينند كه ابليس گرد بهشت مىگرديد و نگاه همى كرد . چون نگه كرد مارى برون آمد از بهشت ، و اين مار هر بار چهار پاى داشت همچون چهارپاى اشتر ، و ابليس آن مار را گفت كه من آدم را نصيحتى خواهم كرد سخت نيكو ، و مرا پيش او راه نمىدهند ، بايد كه تو [ مرا ] « 3 » پيش آدم برى تا من
هامش
( 1 ) كه شما را نفريبد و از بهشت بيرون نكند . ( پا ) ( 2 ) طه ، 117 ( 3 ) ( پا )