خداوندان آتش ، ايشان اندر آنجا جاودانه باشند *
سجده كردن فريشتگان مر آدم را عليه السلام
پس چون خلق آدم تمام شد . خداى عزّ و جلّ بفرمود فريشتگان را كه با ابليس در زمين بودند كه : سجده كنيد مر آدم را عليه السّلم .
فريشتگان جمله بفرمان حق تعالى سجده كردند مگر ابليس كه هم چنان ايستاده بود و سجده نكرد . پس خداى عزّ و جلّ مرو را گفت : چرا سجده نكردى مر آدم را ؟ ابليس گفت : از بهر آن كه من ازو بهترم ، كه تو كه خداوندى ، مرا از آتش آفريدى و آدم را از گل آفريدى .
ابليس بدين سخن حجّت بر خويشتن آورد و از بهر آن كه چون آفريدگار خداوند است او بهتر داند كه از آتش و گل كدام بهتر است . و آفريدگار گل و آتش هر دو خداوند است ، برو حكم نباشد ، هر چه كند و فرمايد او بهتر داند كه او خداوند و آفريدگار است ، حكيم و دانا .
پس چون ابليس سجده نكرد . گفت : چبود ترا يا ابليس كه با فريشتگان سجده نكردى ؟ ابليس گفت : سجده نكنم كسى را كه آفريده باشى از گل و صلصال و لوش . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
يا إِبْلِيسُ ما لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ؟ قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ .
پس خداى عزّ و جلّ گفت :
فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ . وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ
« 1 » . گفت : بيرون رو ازين جا كه تو راندهاى ، و بر تو باد لعنت تا روز رستخيز . پس خداى عزّ و جلّ او را براند و بلعنت كرد . و او بهر آسمانى خداى را سجده كرده بود چندين هزار سال .
گفت : يا رب تو گفتى كه من بر هيچ خلق ستم نكنم ، و من چندين هزار سال
هامش
( 1 ) الحجر ، 34 - 32