ما بى امر خداى عزّ و جلّ با وى حرب نكنيم ، اگر خواهى كه حرب كنى تو بهتر دانى . ابليس چون دانست كه اين فريشتگان با وى يار نخواهند بود از ان قول خويش باز ايستاد . گفت : من نيز با شما بدين قولم ، و لكن من شما را آزمون ميكردم .
پس ، از پس چهل سال كه آدم آنجا او كنده بود خداى عزّ و جلّ جان را بفرستاد تا بتن آدم اندر شد ، و بر اندام او هيچ اندام نبود ، و هر كجا جان همى رسيد « 1 » اندامها يك يك پديدار آمد ، تا خداى عزّ و [ جلّ ] جمله صورتها او را بيافريد و تمام گشت .
بازگشتيم به قرآن .
[ ترجمه ]
34 - و چون گفتيم فريشتگان را كه : سجده كنيد آدم را . پس سجده كردند ، مگر ابليس كه باز ايستاد و بزرگمنشى كرد و بود از كافران *
35 - و گفتيم : اى آدم بيارام تو وزن تو اندر بهشت ، و بخوريد از آن خوش هر چه خواهيد ؛ و مه شويد نزديك بدين درخت كه باشيد از ستمكاران *
36 - بىراه كردشان ديو از آن و بيرون كرديمشان از آن كه بودند اندر آن . و گفتيم : فرو رويد برخى از شما برخى را دشمن ، و شما راست اندر زمين آرامش و برخوردارى تا هنگامى *
37 - بپذيرفت آدم از خداوند او سخنانى و توبه داد بر او . كه اوست او توبه دهنده و مهربان *
38 - گفتيم فرو رويد از آن جا همه . چون بيايد بشما از من راه راست .
هر كه متابعت كند راه راست را نيست بيم بر ايشان [ و ] نه ايشان تيمار دارند *
39 - و آن كسها كه كافر شدند و بدروغ داشتند آيتهاى ما ، ايشانند
هامش
( 1 ) و بر آدم هيچ اندام پديدار نبود ، پس هر كجا جان همى فراز رسيد . ( پا )