از زبر آن . اما آن كسها را كه بگرويدند « 1 » دانند كه آنست حق از خداوندشان ؛ و امّا آن كسها كه كافر شدند گويند : چه خواست خداى بدين داستان ؟ بىراه كند بدان بسيارى و راه نمايد بدان بسيارى . و نه بىراه كند بدان مگر تباه كاران را : *
27 - آن كسها كه بشكنند پيمان خداى از پس پيمان او ، « 2 » و ببرند آنچه فرمود خداى بدان كه بپيوندند ، و تباهى كنند اندر زمين . ايشانند ايشان زيانكاران *
28 - چگونه كافر شديد بخداى ؛ و بوديد مردگان پس زنده كرد شما را ، پس بميراند [ شما را ] ، پس زنده كند شما را ، پس سوى اوست بازگشت شما ؟ *
29 - اوست آن كه بيافريد شما را آنچه اندر زمين است همه ؛ پس راست كرد سوى آسمان و راست كردشان هفت آسمان ؛ و اوست به همه چيزى دانا *
30 - چون گفت خداوند تو مر فريشتگان را : من خواهم آفريدن اندر زمين خليفتى . گفتند : بيافرينى « 3 » اندر آنجا آن كس كه تباهى كند اندر آنجا ، و بريزد خونها ؛ و ما مى تسبيح كنيم بشكر تو ، و به پاكى مىياد كنيم ترا ؟ گفت من دانم آنچه نهدانيد شما *
31 - و اندر آموخت آدم را نامها همه « 4 » ؛ پس عرضه كردشان برفرشتگان ، گفت : آگه كنيد مرا نامهاى ايشان « 5 » ، اگر هستيد
هامش
( 1 ) كه خداى نه شرم دارد كه بزند مثلى آنچه پشهاى باشد يا از بر آن . اما آن كسها كه بگرويدند . . . ( پا )
( 2 ) استوار كردن آن . ( پا ) ترجمهء « ميثاقه »
( 3 ) من كنم همى اندر زمين خليفتى ، گفتند همى كنى . ( پا )
( 4 ) نامهاى چيزها همه . ( پا )
( 5 ) نامهاى اين چيزها . ( پا ) ترجمهء « هؤلاء » .