بنادانى ، پس توبه كنند از نزديك « 1 » ؛ ايشانند كه توبه دهد خداى بر ايشان ، [ و ] هست خداى دانا و با حكمت *
18 - و نيست توبه مر آن كسها را كه كنند بديها تا چون حاضر آيد [ به ] « 2 » يكى ازيشان مرگ ، گويد : من توبه كردم اكنون ، و نه آن كسها را كه بميرند و ايشانند كافران . ايشانند كه ساختيم ايشان را عذابى دردناك *
19 - اى آن كسها كه بگرويديد نه شايد شما را كه ميراث رها كنيد زنان را بكره « 3 » ، و مه باز داريدشان تا ببريد برخى آنچه بداديدشان مگر كه بيارند زشتى هويدا « 4 » - و عشرت كنيد « 5 » با ايشان بنيكوى ، اگر كراهيت داريد ازيشان شايد كه كراهيت داريد از چيزى « 6 » و كند خداى اندر آن نيكى بسيار *
20 - و اگر خواهيد بدل كردن زنى را بجاى زنى ، و بداده باشيد يكى را ازيشان گاوپوستى « 7 » زر ، مه ستانيد ازان چيزى . كه بستانيد آن را بهتانى باشد و بزهاى هويدا « 8 » *
21 - و چگونه گيريد آن را كه گرد آمده باشيد برخى از شما سوى برخى ، و بگرفته باشند از شما استوارى درشت ؟ *
هامش
( 1 ) از نزديكى يعنى پيش از مرگ . ( صو )
( 2 ) ( صو . خ )
( 3 ) كه ميراث گيريد زنان را بدشوارى ( پا ) - كه ميراث گيريد زنان را بناخواست . ( صو ) - كه ميراث هل ؟ زنان را بدشخوارى . ( خ )
( 4 ) بزشتكارى هويدا . ( پا ) - ناخوبى پيدا ، يعنى زنا . ( صو )
( 5 ) و زندگى بريد . ( صو ) - و معاشرت . ( پا )
( 6 ) اگر ناخواه باشيد ايشان را مگر كه ناخواه باشيد چيزى را . ( صو ) - پس اگر دشوارى كنيد بريشان زود باشد كه دشوارى كنيد چيزى . ( پا ) - و اگر دشخوار داريد ايشان را شايد كه نخواهيد چيزى . ( خ )
( 7 ) گاو بارهء . ( خ )
( 8 ) ( پا ) - متن : مستانيد از او چيزى كه گرفته باشيد ازو كه باشد بهتانى و بزهاى هويد [ ا ] .