10 - كه آن كسها كه بخورند خواستهء يتيمان بستم كه بخورند اندر شكمهاشان آتش و اندر آرندشان به آتش « 1 » *
11 - و اندرز مىكند شما را خداى اندر فرزندان شما ، نر را چند دو ماده را « 2 » . اگر باشند زنان از زبر دو ايشانراست دو سيك آنچه بماند « 3 » و اگر باشد يكى او راست نيمى « 4 » . و مادر و پدر او را هر يكى از ايشان شش يكى از آنچه بماند ، اگر بود او را فرزند ؛ اگر نه باشد او را فرزند ، [ و ] وارث او « 5 » مادر و پدر او باشد ، مادر او راست سيك « 6 » ؛ اگر باشد او را برادر ، مادر او را باشد شش يك - از پس وصية كه وصية كند بدان يا اوامى « 7 » - پدران شما و فرزندان شما نه دانيد كدامست ازيشان نزديكتر شما را منفعت ، واجبى « 8 » از خداى ، كه خداى هست دانا و با حكمت *
12 - و شما راست نيمهاى از آنچه بماند از زنان شما - اگر نه باشد ايشان را فرزند - و اگر باشد ايشان را فرزند شما راست چهار يك [ از ] آنچه بماند [ ند ] « 9 » - از پس وصية كه وصيت كنند بدان يا اوامى - و ايشانراست چهار يك از آنچه بمانديد - اگر نه باشد شما را فرزند - اگر باشد شما را فرزند ، ايشان راست هشت يك از آنچه دست بداشتيد - از پس وصيّت كه وصيّت كرديد بدان يا اوامى - و اگر باشد مردى « 10 » ميراث ماند
هامش
( 1 ) اندر شوند اندر دوزخ . ( پا )
( 2 ) هر نرى را چند بهرهى دو ماده . ( پا ) - مر نر را يعنى پسر را همچون بهرهء دو ماده يعنى دختر . ( صو )
( 3 ) ايشان را باشد سيكى از آنچه بماند . ( پا )
( 4 ) يكى دختر مر او را باشد نيمهء ميراث . ( صو ) - و باشد يكى ، آن زن را باشد نيمى . ( پا )
( 5 ) و ميراث بر او ، ( پا )
( 6 ) سيكى . ( پا ) - سه يك .
( صو )
( 7 ) يا وامى كه ببايد دادن . ( صو )
( 8 ) فريضت است . ( پا ) - پديد كردنى است . ( صو )
( 9 ) ( پا )
( 10 ) ( پا ) - متن : « و اگر باشد مردى ميراث باشد يا زنى ( ؟ ) - و اگر باشد مردى كه ميراث يابند از وى بىپدر و بىمادر و بىفرزند . ( صو )