خويشانى ، يا زنى ، و او راست برادرى يا خواهرى ، هر يكى يكى را ازيشان شش يكى . اگر باشند بيشتر از آن ايشانند هنبازان اندرسيك - از پس وصيّت كه وصيّت كنند بدان يا اوامى نه زيان كننده - وصيّتى از خداى و خداى داناست و بردبار *
13 - آنست « 1 » حدّهاى خداى ، و هر كى فرمان برد خداى را و پيغامبر او را اندر آرد او را ببهشتها كه مىرود از زير آن جويها جاودانه باشد اندران ، آنست رستگارى بزرگ *
14 - و هر كى فرمان نبرد خداى را و پيغامبر او [ را ] « 2 » و بگذرد از حدّهاى او ، اندر آرد او را به آتش و جاودانه باشد اندران جا و او راست عذابى خوار كننده *
15 - آن زنان كه بيارند بزشتى از زنان شما ، گواه گيريد بر ايشان چهار تن « 3 » از شما ؛ اگر گواهى دهند باز داريدشان اندر خانها تا بيايدشان مرگ « 4 » ، يا كند خداى ايشان را راهى *
16 - و آن زنان « 5 » كه بيارند آن را از شما رنجه نمائيدشان ، اگر توبه كنند و بسامانى كنند روى بگردانيد ازيشان . كه خداى هست توبه دهنده و بخشاينده *
17 - كه توبه بر خداى [ است ] « 6 » آن كسها را كه كنند بديها « 7 »
هامش
( 1 ) اينست . ( پا )
( 2 ) و هر كه عاصى شود اندر خداى و پيغامبر او . ( پا )
( 3 ) و آن زنان كه بكنند ناخوبى ، يعنى زنا ، از زنان شما گواه نهيد بر ايشان چهار تن . ( صو ) - . . . چهار گواه . ( پا )
( 4 ) جان بردارد ايشان را مرگى . ( پا )
( 5 ) و آن دو تن زشتكار . ( پا ) - و آن دو زن كه بكنند ناخوبى ، يعنى زنا . ( صو ) - آن زنان كه بيارند . ( خ )
( 6 ) ( خ ) - كه توبه دادن بر خداى است . ( صو )
( 7 ) بدى . ( پا . صو )