شما را از چيزى از آن تنى بخوريد آن گوارنده و نوش *
5 - و مه دهيد سفيهان را خواستهاى شما آنك كرد خداى شما را بپاى كرده اندر آن ، روزى دهيدشان اندر آن و بپوشانيدشان و بگوئيد ايشان را گفتارى نيكو *
6 - و بيازمائيد يتيمان را تا چون « 1 » برسند بزناشويى اگر ببينيد از ايشان راه راست بدهيد سوى ايشان خواستهاى ايشان ، و مه خوريد آن را بگزاف و پيشى گرفتن « 2 » كه بزرگ شوند ، و هر كى باشد بىنياز بر قدر خورد « 3 » ، و هر كى باشد درويش بخورد بنيو كوى « 4 » ، چون بدهيد بايشان خواستهاى ايشان گواهى گيريد بر ايشان و بسنده است بخداى شمارگى « 5 » *
7 - مردان راست بهرهاى از آنچه بماند از مادر و پدر « 6 » و خويشاوندان ، و زنان را بهرهايست از آنچه بماند از مادر و پدر « « 7 » » و خويشاوندان ، از آنچه كمتر از آن يا بيشتر ، بهرهاى واجب كرده *
8 - چون حاضر شوند بقسمت كردن « 8 » خداوندان خويشى و يتيمان و درويشان روزى دهيدشان از آن ، و بگوئيد ايشان را گفتارى نيكو *
9 - و بترسند آن كسها اگر باز مانند از پس ايشان فرزندان ضعيفان بترسند بر ايشان ، بترسند از خداى و بگويند گفتارى راست *
هامش
( 1 ) تا آن گاه . ( پا . خ )
( 2 ) ( پا ) - شتافتن . ( صو ) - ترجمهء « بدارا » - متن : اسراف .
( 3 ) خويشتن دارى كند از يتيم . ( صو ) - تا نيكو نگاه دارد .
( پا ) ترجمهء : فليستعفف .
( 4 ) بنيكوكارى . ( پا ) - بنيكوى ، يعنى به اندازه .
( صو ) - بنيكوى . ( خ )
( 5 ) شمار كردن . ( پا ) - نگاه دار شمار دار . ( صو )
( 6 ، 7 ) بماندند مادر و پدر . ( پا ) - از آنچه دست باز داشتند مادر و پدر . ( صو )
( 8 ) ( پا ) - و چون حاضر شوند ببخش . ( صو ) - متن : چون بجايگاه قسمت .