28 - و خواهد خداى كه سبك كند از شما و آفريده شد مردمان ضعيف « 1 » *
29 - اى آن كسها كه بگرويديد مه خوريد خواستهاى شما ميان شما بباطل « 2 » مگر آنكه باشد از بازرگانى از خشنودى از شما - و مه كشيد تنهاى شما . كه خداى هست بشما مهربان *
30 - و هر كى كند آن از حدّ گذشتن است و ستم كردن « 3 » زود باشد كه اندر آريم او را به آتش ، و هست آن بر خداى آسان *
31 - اگر بپرهيزيد از گناهان بزرگ آنكه باز داشتند [ تان ] از آن ، بپوشانيم از شما بديهاى شما ، و اندر آريم شما را اندر آوردن جاى [ بزرگوار ] « 4 » *
32 - و مه آرزو كنيد آنچه فضل كرد خداى بدان برخى از شما بر برخى - مردان راست برخى از آنچه ساختند و زنانراست برخى از آنچه ساختند - و بخواهيد از خداى از فضل او . كه خداى هست به همه چيزى دانا *
33 - و همه را كرديم ميراث داران « 5 » از آنچه بماند از مادر و پدر و خويشان ، و آن كسها كه ببست « 6 » سوگند [ ان ] شما ، بدهيدشان برخ ايشان . كه خداى هست بر همه چيزى گواه *
هامش
( 1 ) انسان سست . ( پا )
( 2 ) بناحق . ( پا ) - بناشايست . ( صو ) - بيهوده . ( خ )
( 3 ) آن بدشمنى و ستم كردن . ( پا ) - آن را از حد گذشتنى و ستم كردنى . ( خ ) - آن از حد اندر گذشتن و ستم كردن . ( صو )
( 4 ) بجايگاهى بزرگوار ( پا ) - اندر آوردنى بزرگوار . ( صو ) - اندر آوردن جاى بزرگوار ( خ ) ترجمهء : مدخلا .
كريما . و در متن « كريم » ترجمه نشده است .
( 5 ) و هر كسى را كرديم ميراث بران . ( خ . پا )
( 6 ) كه بسته آمد . ( پا ) - و آنكه استوار كرد . ( خ ) - و آن كسها كه ببستند . ( صو )